شادیار خدایاری -کارآفرین روشندل

[vc_row][vc_column][vc_column_text]استارت‌ آپ‌ روشندل!
گفت و گو با شادیار خدایاری، روشندلی که علی رغم اینکه ناگهان بینایی خود را از دست می دهد اما استارت آپ کوفا را بنیان می گذارد؛ بنیان‌گذار استارت‌آپ کوفا با وجود نابینایی‌اش می‌خواهد تک‌تک خانواده‌های ایرانی را با صنایع دستی آشنا کند…

ظرفیت فضای استارت آپی ایران برای اشتغال‌زایی آن هم وقتی صحبت از افراد کم‌توان یا معلول می‌شود تا کجاست؟ ابزارهای الکترونیک و مبتنی‌بر وب راه‌اندازی استارت‌آپ، اصولا چقدر می‌تواند برای بنیان‌گذار شدن فردی که بینایی‌اش را از دست داده به کار آید؟ چقدر می‌توان ایده‌ای خلاقانه را بدون دردسرهای دست‌وپاگیر و بازدارنده دنیای واقعی کسب‌وکارها برای معلولان، در فضای استارت آپی محک زد؟ شاید کمتر کسی در اکوسیستم استارت آپی کشور که نوزادی بیش نیست تا کنون چنین سوالاتی از خودش پرسیده باشد و احتمالا اگر هم این کار را کرده باشد پاسخی که دریافت کرده چیزی نزدیک به این بوده: بگذارید این فضا کمی قد بکشد، رشد کند و آنها که سالم هستند و استارت‌آپ راه انداخته‌اند جان سالم به در ببرند بعد در مورد چنین توقعاتی صحبت کنیم! اما داستان برای شادیار خدایاری جور دیگری رقم خورده یا بهتر است بگوییم داستان را جور دیگری رقم زده!

شادیار که در روز تولد ۳۱ سالگی‌اش متوجه شده بینایی‌اش را دیگر بازنخواهد یافت دنیا را با عینک دیگری می‌بنید! استارت‌‌آپی راه انداخته که هم سبز است، هم از هنرمندان صنایع‌دستی حمایت می‌کند، هم تجربه خرید یکه‌ای برای مشتریانش رقم می‌زند و مهم‌تر اینکه این امکان ر ا به کسانی که مثل خودش معلولیتی دارند می‌دهد که از تجربه خرید آنلاین محروم نشوند. همین که در بازار داغ و پرشتاب استارت‌آپ‌های وطنی یک جوان خوش‌ذوق و نابینا این‌همه مزیت را بریزد وسط استارت‌آپش کافی است تا متقاعد شویم که سلبریتی این هفته اکوسیستم استارت‌آپی ایران اوست.
شادیار خدایاری با استفاده از نرم‌افزاری که خودش پیش از این برای نابینایان نوشته، کوفا، سایت فروش محصولات هنری را برای آن‌ها به یک گالری جذاب تبدیل کرده. نمونه موفقی از یک اکوسیستم همگرا در یک حوزه‌ای که زیبایی‌های اجتماعی و حمایتی آن در نگاه انسانی به جامعه معلولان کشور جلوه‌گری می‌کند.

برای شروع از این موضوع مهم شروع کنیم که چطور شد تصمیم گرفتید بعد از قطعی شدن نابینایی‌تان، به جای انفعال و کناره‌گیری از فعالیت‌های تخصصی‌تان، راه‌اندازی استارت‌آپ برای کمک به افراد کم‌بینا و نابینا را انتخاب کنید.

من از کودکی دچار بیماری پیشرفته چشمی بودم، این بیماری به‌تدریج پیشرفت می‌کرد. با وجود ضعف بینایی قادر به خواندن، نوشتن و تقریبا همه کارهایی که دیگران انجام می‌دهند، بودم. اما در روز تولد ۳۱ سالگی‌ام ناگهان دید خود را به‌کلی از دست دادم. من که تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی رشته موسیقی کلاسیک به اتمام رسانده بودم، قبل از تاسیس گالری کوفا، از سال ۱۳۹۳ بیشتر به برنامه‌نویسی و تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی نرم‌افزار مشغول بودم. در حال حاضر نیز علاوه بر توسعه گالری کوفا روی پایان‌نامه خود کار می‌کنم. قبل از سال ۱۳۹۳ بخشی از وقت خود را صرف توسعه موتور تبدیل متن به گفتار فارسی «ایسپیک» برای استفاده نابینایان می‌کردم که همچنان نیز به توسعه آن ادامه می‌دهم. اما بیشتر وقتم صرف تدریس پیانو، آهنگسازی و فعالیت به‌عنوان منتقد هنری و خبرنگار جراید تخصصی موسیقی می‌شد. سال ۱۳۹۲ بیماری چشمی‌ام به‌شدت پیشرفت کرد و مجبور شدم با نابینایی‌ام کنار بیایم. انجام فعالیت‌های هنری برای من مشکل شد. پس بیشتر وقت خود را بر مطالعه دانش کامپیوتر و برنامه‌نویسی متمرکز کردم. تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و اینکه در زمینه کامپیوتر دانشم را بیشتر کنم.

این‌طور که متوجه شدم شما به غیر از سرویسی که در کوفا ارائه می‌دهید نرم‌افزارهای خدماتی دیگری را نیز طراحی و تولید کرده‌اید. اگر موافقید قبل از کوفا با آنها بیشتر آشنا شویم.
بله، ما علاوه بر کوفا روی پروژه متن‌خوان فارسی برای افراد نابینا و کم‌بینا کار کردیم. سایتespeak.ir با هدف آگاهی‌رسانی و بهبود سطح زندگی افراد نابینا و کم‌بینا، از طریق تولید نرم‌افزارهای جدید و توسعه نرم‌افزارهای موجود در پلتفرم‌های مختلف، دو سال پیش به همکاری دوستم احسان اسماعیلی راه‌اندازی شد. این نرم‌افزار اندروید زیرمجموعه پروژه eSpeak بین‌المللی به آدرس eSpeak.sf.net است که متاسفانه تنها نرم‌افزار خدماتی افراد نابینا در ایران است، چراکه شرکت‌های بزرگ مثل گوگل و اپل بنا به مسائل سیاسی از زبان فارسی حمایت نمی‌کنند.

استفاده از این نرم‌افزار برای کاربران رایگان است؟
در ویندوز و لینوکس کاملا رایگان است. در اندروید مبلغی بسیار جزئی پرداخت می‌شود اما به‌زودی قرار است نسخه رایگان آن نیز ارائه شود.

گویا نرم‌افزاری هم برای مطالعه موسیقی توسط افراد کم‌بینا و نابینا طراحی کرده‌اید؟
بله. دومین سرویس تیم ما سایت «نوت سفید» است که نرم‌افزاری است برای مطالعه نوت موسیقی برای افراد کم‌بینا و نابینا. این سایت به دلیل کمیاب بودن نت‌های چاپی برای افراد نابینا در ایران ایجاد شد، چراکه هر یک دقیقه موسیقی ۳۰ تا ۴۰ صفحه نوت به خط بریل دارد که نوشتن و آموختن آن عملا کار بسیار سخت و گاهی طاقت‌فرسایی است. در حال حاضر با استفاده از نت سفید افراد نابینا می‌توانند نت را در لپ‌تاپ مطالعه کنند و بنوازند و فایل‌ها را به اشتراک بگذارند.

خب برویم سراغ استارت‌آپ کوفا. در این گالری آنلاین چه هدفی را دنبال می‌کنید؟
در کوفا هدف اصلی ما حمایت از تولیدکنندگان و هنرمندان صنایع‌دستی و آثار دست‌ساز کشور است. تا به امروز توانسته‌ایم با تعداد زیادی از آنها تماس بگیریم و نظر و اعتمادشان را جلب کنیم تا محصولاتشان را در بستری گسترده به صورت طبقه‌بندی‌شده در کوفا گرد آوریم و علاقه‌مندان در این حوزه نیز امکان بازدید و خرید آنلاین داشته باشند.

سایت‌های زیادی در حوزه فروش صنایع دستی فعالیت می‌کنند. مزیت رقابتی شماچیست. البته تا آنجا که متوجه شده‌ام گویا از هر محصول فقط یک عدد در کوفا هست؟
هنرمندان می‌گویند هنر اتفاق می‌افتد، ساخته نمی‌شود. گالری کوفا محصولات بسیار متنوعی را ارائه می‌کند که خوشبختانه تنوع آنها به‌شدت رو به گسترش است. تفاوت محصولات گالری کوفا با محصولات مشابه در این است که در گالری کوفا محصولی ارائه می‌شود که تنها یک عدد از آن تولید شده است، آن هم با دستان هنرمندی که ساعت‌ها وقت صرف طراحی و ساخت آن کرده است. در حالی که قیمت این محصول تفاوت چندانی با تولیدات انبوه ماشینی ندارد.

چه خدمات ویژه‌ای را به کاربران کوفا ارائه می‌دهید؟
ما چنان به زیبایی و کیفیت آثاری که به مشتریانمان ارائه می‌کنیم اطمینان داریم، که برای جلب اعتماد آنها تمام محصولات گالری کوفا را با ضمانت‌نامه و مهلت هفت‌روزه بازگشت و امکان پرداخت وجه کالا در هنگام تحویل ارائه می‌کنیم.
در گالری کوفا برای مشتریان خود امکان ارسال هدیه را فراهم کرده‌ایم. مشتریان در گالری کوفا می‌توانند برای عزیزان خود هدیه‌ای را با بسته‌بندی ویژه ‌همراه پیام مورد نظر خود در تاریخ و ساعت مشخصی ارسال کنند. همکاران ما در تاریخ مقرر هدیه آنها را درنهایت احترام به شخص مشخص‌شده تحویل خواهند داد. به‌علاوه تمام مشتریان ما سفارش‌های خود را با بسته‌بندی‌های کادویی، که به طور رایگان ارائه می‌شود، و خدمات ویژه‌ای که شرح داده شد دریافت می‌کنند.

این هنرمندان را چگونه پیدا می‌کنید؟ و در حال حاضر چند نفر از آنها به‌طور ثابت با شما همکاری می‌کنند؟
درحقیقت این کار اصلا ساده نیست. بیشتر این افراد درواقع سیستم فروش مشخصی ندارند. کارگاه‌های خانگی دارند و بیشتر از طریق دوستان و صفحات اجتماعی امکان شناسایی و ارتباط با آنها وجود دارد. ولی خوشبختانه اخیرا تعداد هنرمندانی که خودشان بعد از شناسایی کوفا با ما تماس می‌گیرند رو به افزایش است. در حال حاضر ۱۰۰ هنرمند از سراسر کشور با ما همکاری می‌کنند.

چند درصد از مبلغ فروش آثار به تولیدکنندگان تعلق می‌گیرد و چند درصد به کوفا؟
این تقسیم بسیار متفاوت است؛ از ۵ درصد تا ۳۵ درصد.

آثار را از قبل می‌خرید و در انبار مجموعه نگهداری می‌کنید؟
بله، تعدادی از محصولات را خریداری و نگهداری می‌کنیم و تعدادی دیگر را هنرمندان به صورت امانی نزد ما می‌گذارند و پس از فروش ارزش نقدی توافق‌شده را دریافت می‌کنند.
کسانی که آثار خود را به امانت نزد شما می‌گذارند چگونه به این درجه از اعتماد رسیده‌اند؟ چراکه شما پرداخت در محل دارید و عملا تولیدکنندگان از زمان و قیمت خرید هر محصول آگاهی نخواهند داشت.
خوشبختانه فضای همکاری با هنرمندان اصولا با اعتماد و همیاری همراه است و البته با توجه به اینکه من و تمام اعضای تیم تحصیلات، علاقه‌مندی و طبع هنری داریم، این تعاملات قابل‌اعتماد محکم‌تر و ملموس‌تر شده است.
برای دستیابی به بازار مشتری و برندینگ استار‌ت‌آپ‌تان چه اقداماتی کرده‌اید و توسعه کسب وکارتان در آینده چگونه خواهد بود؟
بازار هدف ما مشتریان خاص هستند، کسانی که هنر را دوست دارند و مایل‌اند آثار دست‌ساز بخرند. در ابتدای کار، حدود یک سال پیش، تمام تلاش و تمرکز ما بر روی زیبایی و حرفه‌ای بودن کار بود. بعد از آن در دانشگاه هنرهای زیبا پروموشن دوروزه‌ای داشتیم. اینستاگرام و تلگرام فعالی داریم. به مناسبت‌های مختلف کمپین‌های موضوعی راه‌اندازی می‌کنیم، مثل کمپین «قدیمای بابام» به مناسبت روز پدر، که به برگزیدگان این کمپین هدایایی اهدا کردیم. خبرنامه‌های ارسالی ما به مشتریانمان هم شکل دیگری از پک تبلیغاتی ما را پوشش می‌دهد. در آینده نزدیک تصمیم داریم فعالیت‌های بازاریابی خود را در پاتوق‌های هنرمندان و کافه‌ها گسترش دهیم، تا این دوستان نیز در رساندن کاتالوگ و سمپل‌ها به هنرمندان و علاقه‌مندان شهر و کشور عزیزمان ما را همراهی کنند. به تجربه متوجه شده‌ایم که بازار هدف ما یک بازار عام نیست و نخواهد بود. پس تبلیغات ما هم کاملا محدود به جامعه هدفمان خواهد بود.

بیشتر مشتریان شما چه افرادی هستند؟
رده سنی ۲۲ تا ۳۷ سال بیشترین مشتریان ما هستند و جالب است بدانید برخلاف تصور این علاقه‌مندان شامل تعدادی مساوی از خانم‌ها و آقایان است.

مشتریان خاص‌پسند آثار دست‌ساز که نمونه مشابه‌ای هم ندارند فقط به تصویر آثار بسنده می‌کنند؟
ما امکان پس دادن محصول را بعد از رویت آن از نزدیک فراهم کرده‌ایم، علاوه بر آن با حساسیت بسیار بالایی از هر محصول به‌عنوان یک پروژه عکاسی، عکس‌هایی چندبعدی‌ در آتلیه کوفا تهیه می‌کنیم و در اختیار کاربران می‌گذاریم. همچنین اطلاعات کامل محصول را حتی در خصوص ابعاد و جنس آن ارائه می‌دهیم
افراد نابینا هم امکان خرید از کوفا را دارند؟
بله. با توجه به اینکه اطلاعات محصولات را به‌صورت کامل درج کرده‌ایم دوستان نابینا و کم‌بینای ما با نصب نرم‌افزار ایسپیک بر روی کوفا قادر به شنیدن متن‌های توصیفی هر محصول و در صورت تمایل خرید آن خواهند بود.

من به‌عنوان مشتری دوست دارم در صورت اتمام کالایی که در این سایت انتخاب می‌کنم امکان درخواست تولید مجدد آن را داشته باشم. چنین سرویسی امکان دارد؟
اتفاقا در نظر داریم چنین امکانی را با دریافت پیش‌پرداخت از کاربر راه‌اندازی و فعال کنیم.
چقدر روی سودآوری کوفا و توسعه این کسب‌وکار حساب باز کرده‌اید؟
راستش روی یک‌سری محصولات در حال حاضر سوددهی چندانی نداریم، ولی در برخی از محصولات دیگر که قیمت‌های بالاتری دارند احتمال و امکان سودآوری بیشتری وجود دارد. علاوه بر اینکه چشم‌انداز کوفا تبدیل شدن محصولات آن به بخش تفکیک‌ناپذیری از سبد خرید هر خانوار ایرانی و هر مسافر خارجی در مناسبت‌ها و رویدادهای مختلف است.

سازمان میراث فرهنگی در راستای معرفی هنرمندان و حمایت از اکوسیستم آنلاین فروش محصولات دست‌ساز هنری حمایت و یا کمکی از کسب‌وکارهایی مانند کوفا می‌کند؟
متاسفانه علاوه بر اینکه این دوستان در این حوزه به تعداد و تکرار اظهارنظر شخصی کرده‌اند، تمام این مدت به هر ارگان دولتی یا خصوصی تصمیم‌ساز یا تصمیم‌گیرنده که مراجعه کردیم، بعد از علم به ضعف بینایی من بیشتر عدم اطمینان و بی‌میلی به حمایت دریافت کردیم تا شوق همراهی و همکاری. ولی قطعا سازمان میراث فرهنگی و دیگر ارگان‌های مرتبط کمک‌های موثر بسیاری، نه لزوما به کوفا که به صنایع‌دستی و هنرمندان تولیدکننده داخلی می‌توانند بکنند. همچنین این سازمان با در اختیار گذاشتن فضای نمایشگاهی برای معرفی هرچه بیشتر و جامع‌تر تولیدکننده‌های صنایع‌دستی و آماده‌سازی بستر صادرات در این حوزه نقش بسزایی خواهد داشت.
سرمایه‌گذار هم جذب کرده‌اید؟
نه. ولی به دنبال جذب سرمایه هستیم.

گویا ایده کوفا بعد از ازدست‌دادن بینایی‌تان به ذهنتان رسید؟
بله، اما یک ایده فردی نبود. ایده شخصی من ایجاد یک تجارت الکترونیکی با استانداردهای امروز دنیا بود؛ کسب‌وکاری الکترونیکی که از آخرین تکنولوژی‌های وب و کامپیوتر برای ایجاد ارتباطی مبتنی بر اعتماد دوطرفه میان مشتریان و سرویس‌دهندگان بهره بگیرد. خدمتی برای تمام مردم با هر سطح از درآمد، توانایی و هر سلیقه‌ای. تاثیر این تفکر را شما اکنون نیز در کوفا مشاهده می‌کنید.
متاسفانه برخی از کسب‌وکارهای نو کشور ما بیش از اینکه یک ایده کارآفرینی و خدمتی برجسته و درخور مشتریان باشند، پیاده‌سازی ناقصی هستند که حتی خدمت اولیه را نیز به‌درستی ارائه نمی‌کنند و باعث سرخوردگی مشتریانی می‌شوند که به آن ایده اعتماد می‌کنند. ایده کوفا از هم‌فکری و گفت‌وگوهای من و شریکم «میلاد قلیچ» شکل گرفت. ما هردو تحصیلات هنری داریم. هنر زمینه دل‌فریبی است که ما همیشه شیفته آن بوده‌ایم. از خودمان پرسیدیم چرا از تجربه و تخصص‌هایمان در کسب‌وکاری نو بهره نگیریم؟
کوفا به چه معناست؟
کوفا به گویش مازندرانی به معنی «خرمن» است. می‌خواهیم بزرگ‌ترین خرمن دست‌ساخته‌های هنری ایران گردآوری کنیم.

با شناختی که در این مدت کوتاه از روحیه شما به دست آوردم، احتمال می‌دهم رسالتی اجتماعی یا فرهنگی را در پس ایده کوفا برای خود و تمامی اعضای تیمتان تعریف کرده باشید.
دقیقا همین‌طور است. گالری کوفا یک سرویس سبز است، سرویسی طرفدار محیط‌زیست. ما به‌شدت هنرمندان را تشویق می‌کنیم از مواد تجزیه‌پذیر در طبیعت استفاده کند. حتی بسته‌بندی‌های کوفا دوستدار محیط‌زیست هستند و در ساخت آنها از مواد پلاستیکی استفاده نمی‌شود و طوری طراحی شده‌اند که برای مشتری بارها قابل‌استفاده باشند. کیسه‌های خرید کوفا پارچه‌ای هستند و محصولات با پیام‌های حمایت از محیط‌زیست برای مشتریان ارسال می‌شود. در حال حاضر با چندین موسسه خیریه همکاری می‌کنیم که اعضای آنها دست‌ساخته‌های هنری تولید می‌کنند. همچنین افرادی با ما همکاری دارند که به هنرهایی که نوعی مشاغل خانگی است مشغول هستند. خرید از گالری کوفا نوعی حمایت معنوی از این عزیزان و حمایت از هنر ایرانی است.

چکیده
تلخ و شیرین راهی که شادیار رفته …
شادیار خدایاری از کودکی دچار ضعف بینایی بوده، با عشق و البته لجاجت تمام وارد رشته ریاضی در دبیرستان می‌شود. شادیار که طرز و لحن گفت‌وگو و انتخاب واژگانش نشان از حجب و فرهیختگی او دارد از مادرش می‌گوید: «کتاب‌های درسی‌ام را برای من می‌خواند و در هر تصمیمی حامی من بود.» ادامه این مطلب تاثیرگذار را بخوانید…

در مطلب زیر روزهایی سختی که بر شادیار گذشت را با هم مرور می کنیم. می توانید گفت و گوی شنبه مگ با شادیار خدایاری را در اینجا بخوانید

شادیار خدایاری، متولد خرداد ۱۳۶۰، که از کودکی دچار ضعف بینایی بوده، با عشق و البته لجاجت تمام وارد رشته ریاضی در دبیرستان می‌شود. او درباره این لجاجت می‌گوید: «متاسفانه در آن زمان و البته هنوز هم به معلولان، که کم‌بینایان و نابینایان نیز از این دسته‌اند، اجازه انتخاب رشته‌های ریاضی و تجربی داده نمی‌شد و آنها بیشتر به رشته‌های علوم انسانی ترغیب می‌شدند. اما من با تمام علاقه‌ای که به هنر داشتم به علت توانایی‌ام در رشته ریاضی و حتی تجربی اصرار به ادامه تحصیل در رشته ریاضی داشتم و مصرانه تایید خانواده و مدرسه را گرفتم.»

شادیار که طرز و لحن گفت‌وگو و انتخاب واژگانش نشان از حجب و فرهیختگی او دارد از مادرش می‌گوید: «کتاب‌های درسی‌ام را برای من می‌خواند و در هر تصمیمی حامی من بود.»
او که به علت ضعف بینایی همیشه در ردیف‌های جلوی کلاس می‌نشست قسمت اعظمی از آموزشش را سر کلاس و با خوب گوش دادن پوشش می‌داد؛ اما معلم‌ها او را به علت ننوشتن جزوه و یا خوب گوش ندادن گاهی بهانه‌جو یا تنبل خطاب می‌کردند! با این حال او با حمایت‌های خانواده همچنان مصرانه و باانگیزه به ادامه تحصیل می‌پردازد و جز در مقطعی از تحصیل که برای درمان به خارج از کشور سفر می‌کند، مابقی مراحل و مقاطع را حتی با گرفتن واحدهای مختلف درسی در مدارس مختلف به‌طور موازی و همزمان به پایان می‌رساند.
وقتی از او می‌پرسیم آیا با تحصیل در مدارس مخصوص نابینایان امکان کمتر شدن مشکلات تحصیلی نبود، جوابی می‌دهد که آدم را به فکر فرو می‌برد: «وقتی از دوران کودکی، کودک معلول را از محیط واقعی اجتماع جدا می‌کنید ولی در بزرگسالی او باید در محیطی بزرگ‌تر و واقعی‌تر زندگی و کار کند،هم او و هم جامعه را برای پذیرش معلولین، ناتوان‌تر و ناآگاه‌تر تربیت می‌کنید. بهتر است معلولین در طول زندگی خود روالی عادی شبیه به همه شهروندان داشته باشند.»
او که بعد از اخذ مدرک دیپلم در رشته ریاضی، رشته موسیقی کلاسیک را انتخاب کرده بود، سال اول کنکور با رتبه هزار پذیرفته نمی‌شود. سال دوم در مرحله تشریحی قبول می‌شود ولی در امتحان عملی پیانو او را رد می‌کنند. او علیرغم اعتراض به این نتیجه موفق به ورود به این رشته نمی‌شود.
«سال سوم کنکور دادم و با رتبه ۱۴۲ در دانشگاه تهران در رشته موسیقی کلاسیک پذیرفته شدم.»
او که مطالعات دانشگاهی‌اش را با ذره‌بین انجام می‌داد، به‌مرور ضعف بینایی‌اش تشدید شد تا نهایتا کاملا آن را از دست داد.
«منابع انگلیسی دروس دانشگاهی را پیدا می‌کردم و با نرم‌افزارهایی که کتابخوان بودند فایل‌ صوتی آنها را گوش می‌دادم. اما چون این نرم‌افزار قادر به خواندن نت‌های موسیقی نبود، موسیقی را بعد از فارغ‌التحصیلی در مقطع کارشناسی ترک کردم و تصمیم به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مهندسی نرم‌افزار گرفتم. به علت محدودیت‌هایم در رفت‌وآمد دانشگاه پیام نور را با رتبه ۳۶ انتخاب کردم و در این رشته نیز فارغ‌التحصیل شدم.»
به گفته او، پژوهشکده «عصای سفید» در کتابخانه ملی نیز به او در پیدا کردن منابع درسی و فایل‌های صوتی کمک به‌سزایی کرده است. همچنین او از دوستان و همکلاسی‌هایی نام می‌برد که بعضی منابع فارسی درسی را برای وی می‌خواندند و در اختیارش می‌گذاشته‌اند.
او که دو سال است همسری نابینا را برگزیده، با همراهی و تشویق‌های همسرش راه پرفرازونشیب تحصیل و کار و فعالیت را با وجود نابینایی باانگیزه و پرتوان ادامه داده است.
شادیار خدایاری خستگی‌ناپذیر، روزهای ناامیدکننده‌ای هم داشته،‌ «روزهایی که با این همه انگیزه و توان نادیده گرفته می‌شوم روزهای ناامیدکننده‌ای است. مخصوصا فرهنگ کشورم که با وجود آمار بالای معلولین مادرزادی و جانبازان جنگی هنوز روش پذیرش آنها و ارائه سرویس‌های لازم را برای زندگی راحت‌ترشان محیا نکرده است.»
او روزهایی را به یاد می‌آورد که مادرش با وجود درگیری جدی با بیماری سرطان او را تا وزارت ارشاد همراهی کرده بود تا از آنها برای چندمین‌بار برای اهدای مجوز آموزشگاه موسیقی به شادیار را درخواست کند و پاسخی جز سکوت محض نشنیده بود! وقتی صحبت از آرزوها می‌شود شادیار آرزو می‌کند ای کاش زمان به عقب بازمی‌گشت تا بیش‌ازپیش کنار مادرش می‌بود و با او عمر و زمان می‌گذراند.
منبع : shanbemag.ir[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

نظرات شما
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمامی دیدگاه ها
دیگر مطالب

بیست و هفتمین مرکز مشابه رعد الغدیر در دماوند افتتاح شد

موسسه رعد محسنین دماوند پایا (بیست و هفتمین مرکز مشابه رعد الغدیر) با حضور اعضای هیئت مدیره رعد الغدیر، جمعی از مدیران موسسات مردم نهاد کشور، مدیران دولتی شهرستان دماوند، اعضای هیئت امنا و بانوان نیکوکار مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد و همچنین جمعی از خیرین تهرانی و دماوندی در روز پنج شنبه ۲۴ خرداد ماه به طور رسمی افتتاح شد.

مطالعه خبر