عاشق کارهای سخت هستیم

[vc_row][vc_column][vc_column_text]

عاشق کارهای سخت هستیم
بسیاری از افراد، معلولیت را محدودیت می‌دانند. حال آنکه زوج معلول هم‌محله‌ای با موفقیت در کارآفرینی و کسب درآمد نشان داده‌اند معلولیت محدودیت نیست…
بسیاری از افراد، معلولیت را محدودیت می‌دانند. حال آنکه زوج معلول هم‌محله‌ای با موفقیت در کارآفرینی و کسب درآمد نشان داده‌اند معلولیت محدودیت نیست. حسین تهمورثی و معصومه خانلر، زوج توانیاب محله الغدیر سال‌هاست با ایجاد کارآفرینی علاوه بر کسب درآمد به اشتغال هم‌محله‌ای‌های خود هم کمک می‌کنند. موفقیت این زوج توانیاب بهانه‌ای شد تا سری به محل کسب و کارشان کنار مؤسسه نیکوکاری رعدالغدیر بزنیم تا راز و رمز موفقیتشان را از زبانشان بشنویم.

زوجی که با بیماری خود کنار آمده‌اند
روزی که می‌خواستم به دیدارشان بروم روز افتتاح مغازه جدیدشان بود. با همه مشغله‌های‌کاری حاضر شدند تا از رمز و راز موفقیتشان برایم بگویند. قرارمان همان مغازه تازه تأسیس‌شان جنب مؤسسه رعد الغدیر است. مغازه‌ای که قرار است تهیه و توزیع لقمه‌های خانگی سالم در آن انجام شود. چهره شاد و نگاه پر امیدشان خستگی را از تن هر تازه واردی به در می‌کند. حرف‌هایشان را از بیماریشان شروع می‌کنند. معصومه خانم می‌گوید: «بر اثر بیماری فلج اطفال پاهایم فلج شدند. با عنایت آقا امام رضا(ع) شفا گرفتم و حالا تنها یک پایم مشکل دارد.» مشکل حسین آقا اما کمی پیشرفته است. او که به بیماری ضعف عضلانی مبتلاست می‌گوید: «بیماری‌ام ژنتیکی است و تا حدود ۲۴ سالگی اگرچه به سختی راه می‌رفتم اما ویلچری نبودم. بیماری‌ام هر سال شدیدتر می‌شود.» اگرچه از مشکلات بیماری برایم تعریف می‌کنند. اما آرامشی که در صدایشان هست نشان می‌دهد خیلی راحت توانسته‌اند با بیماری کنار آیند.

شاید سخت بود اما خوب گذشت
معصومه خانم رشته کلام را در دست می‌گیرد. او از روزهایی که حسین آقا به خواستگاری‌اش رفت می‌گوید: «با حسین آقا در سفر زیارتی مشهد مقدس که به همت انجمن معلولان رفته بودیم آشنا شدم. حسین آقا آنجا از من خواستگاری کرد. دوست نداشتم با فردی که معلولیت دارد ازدواج کنم. نگران بودم مبادا فرزندمان مشکل‌دار شود. شبی که به تهمورثی پاسخ منفی دادم خوابی دیدم. صبح که بیدار شدم تصمیمم را گرفته بودم. پاسخم به حسین آقا مثبت بود.» زندگی‌شان را در یک طبقه از خانه پدری حسین آقا شروع کردند. با وجود مشکلاتی که داشتند برای اینکه به همه ثابت کنند می‌توانند روی پای خود بایستند، زندگی مستقلی را شروع کردند. معصومه خانم حرف‌هایش را ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها می‌گفتند نمی‌توانیم بدون کمک زندگی کنیم. با همه سختی‌ها سعی کردیم تا خود را به دیگران ثابت کنیم. همه هزینه‌ها به عهده خودمان بود و نگهداری از نرگس هم به آن اضافه شده بود. حضور حسین آقا در کنارم دلگرمی بود برای تحمل سختی‌ها. آن روزها اگرچه سختی‌ها زیاد بود اما خوب گذشت.»

پدر و مادرم را معلول نمی‌دانم
۱۰ سالی می‌شود که حسین آقا و معصومه خانم زندگی مشترکشان را شروع کرده‌اند. نرگس دختر شیرین زبانشان این روزها در کلاس سوم ابتدایی درس می‌خواند. وقتی از نرگس می‌پرسم مامان را بیشتر دوست‌داری یا بابا را؟ می‌خندد و روی زانوهای بابا بر روی ویلچر می‌نشیند و می‌گوید: «من، مامان و بابا را معلول نمی‌دانم. همیشه فکر می‌کنم آنها سالم هستند. آخه هیچ کم و کسری برای من نگذاشته‌اند.» بر خلاف بسیاری از معلولان از نگاه‌های مردم نمی‌هراسند. معصومه خانم می‌گوید: «معتقدم افرادی که پیشرفت نمی‌کنند از نگاه اطرافیان می‌ترسند. نگاه مردم برای ما قشنگ است. ما در جمع همین مردم زندگی می‌کنیم و با آنها در ارتباط هستیم، پس نمی‌توانیم نگاه آنها به روی خود را متفاوت ببینیم.» زوج توانیاب هم‌محله‌ای معتقدند به آنچه خواسته‌اند رسیده‌اند. خانلری می‌گوید: «هیچ وقت ناامید نشدم. بانوان توانیاب بسیاری هستند که با وجود تحصیلات بالا به دلیل مشکلاتی که دارند نمی‌توانند در مشاغل سخت فعالیت کنند. البته مؤسسه رعد الغدیر زمینه اشتغال به کار بسیاری از افراد توانیاب را فراهم کرده است.»

کسب مهارت با تمرین
حسین آقا تنها فرزند معلول خانواده‌اش است. او از روزهای سخت مدرسه می‌گوید: «در مدارس عادی درس می‌خواندم. اگرچه آن زمان هنوز ویلچری نبوم. اما نوع راه رفتنم به گونه‌ای بود که اطرافیانم نگاه خوبی نداشتند. با همه سختی‌ها توانستم دیپلم بگیرم. سختی‌هایی که آن دوران داشتم باعث شده است که هیچ‌وقت دوست نداشته باشم به آن روزها فکر کنم.» حسین آقا با همه سختی‌ها و مشکلاتی که داشت مسئول بسیج پایگاه مدرسه‌اش بود. او در ادامه از روزهایی که وارد بازار کار شد برایمان تعریف می‌کند: «آن زمان کار و هنری نمی‌دانستم. علاقه بسیاری به طراحی داشتم. هر روز به مغازه‌های طراحی و گرافیک سر می‌زدم و ساعت‌ها از پشت شیشه نحوه کار کسانی که طراحی می‌کردند را نگاه می‌کردم. وقتی به خانه باز می‌گشتم چیزهایی که دیده بودم را تمرین می‌کردم. همان تمرین‌ها باعث شد تا بدون آنکه آموزشی ببینم در طراحی و گرافیک مهارت پیدا کنم.

آژانسی که نیمی از رانندگانش توانیاب بودند
حسین آقا کارهای تبلیغات و چاپ و نشر را با کمک همسرش در مؤسسه رعد الغدیر انجام می‌داد. علاقه به طراحی باعث شده بود تا حتی سفارش از شهرهای دور مانند قشم داشته باشد. با وجود علاقه‌اش به طراحی و گرافیک پیشروی بیماری و وضعیت جسمی‌اش باعث شد که نتواند این حرفه را ادامه دهد. تهمورثی می‌گوید: «همه کارهای طراحی تا آماده‌سازی را با کمک همسرم انجام می‌دادم. با وجود سختی‌های این حرفه دوست نداشتم از کسی کمک بگیرم. با پیشروی بیماری‌ام مجبور شدم این شغل را کنار گذاشته و به کسب و کار دیگری فکر کنم.» در طول مدتی که حرفه طراحی را به دلیل بیماری کنار گذاشت برای گذران زندگی‌اش در آژانس کار می‌کرد. طولی نگذشت که به فکر راه‌اندازی آژانس مسافرتی افتاد. حسین آقا از کار در آژانس می‌گوید: «از اینکه می‌دیدم برخی از توانیابان به دنبال شغل هستند ناراحت می‌شدم. به دنبال راهی بودم تا زمینه اشتغال برخی از توانیابان را هم فراهم کنم. با راه‌اندازی آژانس مسافرتی نیمی از رانندگان آژانس را از بین افراد توانیاب انتخاب کردم.»

مشکلاتی که همه جا هست
زوج توانیاب هم‌محله‌ای هر دو در رانندگی مهارت دارند به همین دلیل برای‌‌‌ تردد در سطح شهر و منطقه از خودرو شخصی استفاده می‌کنند. آنها از کمبودهایی که در سطح شهر برای معلولان وجود دارد گله‌مندند. تهمورثی می‌گوید: «متأسفانه همه جا برای معلولان مشکلاتی وجود دارد. در سطح منطقه پیاده‌روها و بوستان‌ها بسیاری مناسب‌سازی شده‌اند. در حالی که در بسیاری از ساخت‌وسازها استانداردهای لازم برای معلولان رعایت نشده است. بارها مشاهده کرده‌ام افراد معلولی که ناچار به استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی مانند اتوبوس هستند با کم لطفی رانندگان در صبوری و باز کردن رمپ خودروهایشان مواجه هستند. نگاه‌ترحم‌آمیز برخی افراد به معلولان را نمی‌پسندم. کاش همه باور کنند معلولیت محرومیت نیست.» وقتی از حسین آقا می‌خواهیم یکی از بهترین خاطره‌اش را برایمان تعریف کند، می‌گوید: «همه لحظات زندگی‌ام پر از خاطره است. روزی که نرگس دخترم به دنیا آمد را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. قبل از به دنیا آمدن نرگس با او حرف می‌زدم و او را نرگس دخترم صدا می‌کردم. روزی که نرگس به دنیا آمد وقتی پرستار او را آورد تا ببینیم به شدت گریه می‌کرد وقتی او را با همان لحن نرگس دخترم صدا کردم آرام شد آن روز را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.»

راه‌اندازی شغلی بر اساس نیاز جامعه
زوج توانیاب هم‌محله‌ای با همه سختی‌ها ۴ سالی آژانس مسافرتی‌شان را اداره کردند. تهمورثی می‌گوید: «در همه این مدت همسرم مشوق و همراهم بود، او علاوه بر کارهای خانه در بیرون از خانه هم مرا همراهی می‌کرد.» حسین آقا آژانس را با کمک ۸ راننده که نیمی از آنها توانیاب بودند می‌چرخاند. از اینکه توانسته بود زمینه اشتغال عده‌ای را فراهم کند احساس رضایت می‌کرد. او می‌گوید: «همیشه سعی کردم با کارآفرینی زمینه اشتغال عده‌ای را فراهم کنم. کار تیمی را دوست دارم. معتقدم وقتی‌کاری گروهی انجام شود نتیجه بهتری به دست می‌آید.» از وقتی شرکت‌های مسافربری آنلاین راه‌اندازی شد، آژانس حسین آقا هم مانند بسیاری از آژانس‌های دیگر رونق سابقش را از دست داد. همین موضوع باعث شد تا زوج کارآفرین منطقه یکبار دیگر به فکر تغییر شغل بیفتند. تهمورثی با اشاره به این موضوع می‌گوید: «سعی کردیم شغل جدید را با توجه به نیاز افراد جامعه راه‌اندازی کنیم. بیشتر افراد از نظر تهیه غذای سالم با مشکل مواجه می‌شدند. تصمیم گرفتیم با راه‌اندازی تهیه و تولید لقمه‌های خانگی سالم کمکی به تهیه تغذیه سالم افراد به‌ویژه دانش‌آموزان کنیم.»

لقمه‌های سالم در مدارس منطقه
برخلاف برخی افراد که با هر شکست ناامید می‌شوند. زوج توانیاب هم‌محله‌ای شکست‌ها را پلی برای رسیدن به پله‌های بالاتر می‌دانند. آنها از اینکه کارهای سخت را شروع کنند نمی‌ترسند بلکه امیدوار هستند که با سعی و تلاش می‌توانند مانند افراد سالم موفق شوند. تهمورثی می‌گوید: «کار سخت را تنها در‌کاری که جسم را خسته می‌کند نمی‌دانم.‌کاری که فکر را هم درگیر کند سخت است. همیشه کارهای سخت را بیشتر دوست داشتیم، چون معتقدیم کارهای سخت باعث می‌شود که تلاشمان را بیشتر کنیم.» زوج کارآفرین هم‌محله‌ای معتقدند همیشه سعی کرده‌اند‌کاری را شروع کنند که در کنارش عده‌ای هم مشغول به کار شوند. حسین آقا در ادامه می‌گوید: «هدفمان از راه‌اندازی تهیه و توزیع لقمه‌های خانگی سالم فراهم نمودن شرایط تهیه میان وعده سالم در مدارس و نهادها است. در حال حاضر ۲ روز در هفته برای مؤسسه رعدالغدیر لقمه سالم تهیه می‌کنیم و میان وعده یکی از مدارس را هم قبول کرده‌ایم. البته آمادگی عقد قرارداد با مدارس و نهادهای مختلف را نیز داریم. با سفارش‌های بیشتر می‌توانیم زمینه اشتغال افراد بیشتری را فراهم کنیم.»

اشتغالزایی برای معلولان شهرستانی
همه دغدغه زوج توانیاب موفق هم‌محله‌ای ایجاد زمینه اشتغال افراد توانیاب است. سختی‌های یک معلول را خوب می‌شناسند. می‌دانند که بسیاری از این افراد به دلیل بیکاری کنج خانه را انتخاب کرده‌اند. حسین آقا درباره اشتغالزایی برای توانیابان می‌گوید: «در طرح‌های بعدی خود تصمیم داریم با کمک معلولانی که در شهرها و روستاهای مختلف زندگی می‌کنند و افرادی که امکاناتی همچون مؤسسه رعد الغدیر را ندارند در تهیه و توزیع خوراکی‌هایی مانند عسل و مربا یا ترشیجات و عرقیات زمینه اشتغال این افراد را فراهم کنیم.»خانواده تهمورثی در ادامه درباره سرمایه‌ای که برای حرفه جدیدشان صرف کرده‌اند می‌گویند: «مکان کسب‌مان حمایتی است. اگر مکان فراهم باشد، افراد علاقه‌مند به فعالیت در این زمینه می‌توانند با کمتر از ۲۰ میلیون تومان برای خود کسب و‌کاری راه‌اندازی کنند و حتی زمینه اشتغال چند نفری را هم فراهم کنند. افراد معلول نباید خود را دست‌کم بگیرند، آنها باید بدانند مانند بسیاری از افراد سالم توانایی‌هایی دارند و تنها باید یا علی بگویند و شروع کنند.»

خواسته‌ای که چندان بزرگ نیست
تهمورثی از اینکه از بیماری‌های خاص حمایت می‌شود اما از بیماری‌های نادر هیچ حمایتی نمی‌شود گله‌مند است. او می‌گوید: «متأسفانه بیماری‌هایی مانند میوپاتی (ضعف عضلانی) را بسیاری از افراد نمی‌شناسند. افرادی همچون من هر کجا می‌رویم باید در ابتدا بیماری خود را به مردم بشناسانیم. بیماری‌های نادر هزینه‌های بسیاری دارد. به‌عنوان مثال یک آزمایش ژنتیک برای افرادی که بیماری ضعف عضلانی دارند حدود ۵ میلیون تومان هزینه دارد. این بیماری پیشرونده است و به مرور فرد را از پا می‌اندازد، این بیماری حتی راه درمانی ندارد. کاش از این بیماران هم حمایت می‌شد.» زوج توانیاب هم‌محله‌ای مانند بسیاری از معلولان همه خواسته‌شان تصویب لایحه‌ای جهت حمایت از حقوق معلولان است. تهمورثی در ادامه با اشاره به این موضوع می‌گوید: «بسیاری از معلولان به دلیل ضعف جسمی‌شان نیاز به نگهداری و مراقبت یا تهیه دارو و تأمین مسکن دارند. قانون حمایت از معلولان یکی از نیازهای اصلی همه معلولان است.»
نویسنده: معصومه ماهپیکر

منبع:همشهری محله ۱۸ – ۱۳۹۶/۰۷/۲۳

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

نظرات شما
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمامی دیدگاه ها
دیگر مطالب

نکاتی درباره نحوه رفتار کردن با افراد دارای معلولیت

معلولیت، محدودیتی در توانایی‌های جسمی یا ذهنی یک فرد است که می‌تواند بر زندگی روزمره او تاثیر بگذارد. با این حال، معلولیت به معنای ناتوانی یا نقص نیست. افراد دارای معلولیت نیز مانند سایر افراد جامعه، دارای حقوق و ارزش‌های انسانی هستند و باید با احترام و کرامت با آنها رفتار شود.

مطالعه خبر