به گزارش ایرنا مدیر موسسه خیر ماندگار و مدیر خیریه «رعد الغدیر» معتقدند مدیریت موسسات خیریه، یک کار حرفهای و تخصصی است و از این رو اگر یک خیریه میخواهد موفق و بهرهور شود، نیازمند آموزش و افراد متخصص است.
جامعه ایران از گذشته اهل انفاق، کار خیر و دستگیری از همنوعان بوده و البته تغییرات ساختار، روابط اجتماعی، جایگاه حکومت و تحولات اقتصادی تاثیراتی بر فرایند و امور خیررسانی مردم داشتهاست. به طور طبیعی مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین نوع روابط مردم با یکدیگر بر انجام فعالیتهای خیر توسط مردم تاثیرگذار بوده و اکنون موسسات خیریه باوجود تاثیرگذاری، مشکلاتی نیز دارند.
در این زمینه، دفتر پژوهش ایرنا در میزگردی با حضور حجتالاسلام «علی ملانوری» مدیر موسسه «خیر ماندگار» ( فعال در پژوهش درباره امور خیریه) و «علیرضا آتشک» مدیر موسسه «رعد الغدیر» به واکاوی این موضوع پرداخت.
ایرنا: گاهی اوقات خیریهها و سازمانهای مردم نهاد با وجود نیت خوبی که دارند، اما دارای کژکارکرد میشوند و بیش از آثار مثبت، تاثیر منفی از خود بر جای میگذارند. نظر شما در این زمینه چیست؟
آتشک: اگر در زمینه انجام کار خیر نیز با دانش و علمی فعالیت نکنیم، دچار آسیب خواهیم شد. به عنوان مثال برخی خیریهها وقتی میخواهند یک بسته حمایتی ارائه دهند، در حین انجام آن، کارهای تبلیغاتی انجام میدهند و با گرفتن عکس و … عزت نفس دریافت کنندگان کمک را از بین میبرند.
مددجویی که به خاطر کتانی گرفتن، کارتنخواب شد
یکی از افرادی که اکنون خودش موسسه خیریه دارد، خاطراتی از کودکی خود که در آن زمان خودش نیز مددجو بوده تعریف میکند. زمانی که یک موسسه خیریه مقابل همسایهها به وی یک جفت کفش کتانی و به مادرش ارزاق ارائه داد. او میگفت از آن زمان به بعد، مورد تمسخر همسالان خود قرار گرفته که این اقدام تاثیر بسیار منفی روی عزت نفس وی داشته و باعث شده به دخانیات و سپس اعتیاد روی آورد و حتی مدتی نیز کارتن خواب شده بود.
مثل رانندگی که افراد قبل از گرفتن گواهینامه مدتی آموزش میبینند، برای خیرین هم باید قبل از آغاز فعالیت، آموزشهایی در نظرگرفته شودبنابراین، همان طور که اشاره شد، گاهی خوب عمل نکردن، عاملی برای آسیب زدن به مددجو میشود. به همین دلیل نخستین قدم برای خیریهها به عنوان یک اصل ضروری، آموزش است. در حال حاضر اداره یک موسسه خیریه یک علم به حساب میآید. بنابراین نحوه برخورد با آسیب یا اینکه بدانیم چطور باید بهترین برنامهریزی را در حوزه فقر داشت، از مواردی است که باید علم کافی در انجام آن وجود داشته باشد. زیرا این مثل پولهای شخصی خودمان نیست که در صورت ضرر کردن، آسیبی به هیچ کس وارد نشود، بلکه پولی است که ذره ذره، توسط خیرین جمع آوری شده و باید نسبت به آن مسئول بود.
ایرنا: مشکل اینجاست که گاهی در موسسات خیریه، افراد هدف خیر دارند، اما برای انجام آن آگاهی، تجربه و آموزش کافی ندارند. این موضوع بیشتر در خیریههای کوچکی دیده میشود که نمیتوانند برای آموزش هزینهای را در نظر بگیرند. برای این نهادها چه چارهای باید اندیشید؟
آتشک: همچون رانندگی که افراد قبل از گرفتن گواهینامه مدتی آموزش میبینند، برای خیرین هم باید قبل از آغاز فعالیت، آموزشهایی با عنوانهایی همچون «کار خیر چیست»، «نحوه تعامل چگونه است»، «افرادی که به این حوزه وارد میشوند باید چه ویژگیهایی داشته باشند» در نظرگرفته شود. به عنوان مثال اگر فردی در نظر دارد موسسه خیریهای برای معلولان تاسیس کند، بهتر است دست کم یک روانشناس عضو هیات مدیره آن باشد. بنابراین، حاکمیت باید چنین روشهایی را برای تسهیلگری کار خیر در کشور داشته باشد، نه این که در اموری که ارتباطی با کار خیریه ندارد، کنکاش کنیم.
ایرنا: نظام حکمرانی امر خیر که به آن اشاره کردید، راه حلی جامع و تاثیرگذار در این عرصه است، اما تا رسیدن به این هدف، مسیری طولانی در پیش داریم. بنابراین، احتمالا باید راهحلهای کوتاهمدتی نیز در این عرصه وجود داشته باشد.
ملانوری: باید به بخش مربوط به کار خیر نیز به عنوان یک بخش حرفهای نگاه کرد. برخی افراد به دلیل مسئولیت اجتماعی یا علاقه در کار خیر سرمایهگذاری میکنند. یک گروه دیگر داوطلبانی هستند که وقت خود را وقف کار خیر میکنند. مثل پزشکانی که به صورت رایگان برخی را تحت پوشش قرار میدهند. اما حوزه دیگر مربوط به مدیریت بخش اجتماعی است که به هیچ عنوان گروه داوطلبانه آزاد نیستند.
نگاه نادرست به کار خیر در کشور وجود دارد
جا دارد خاطره ای از دکتر حافظی، رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز عنوان کنم. دکتر حافظی بیان میکرد که خیران فقط برای مدرسه پول میدهند و حتی به او اجازه نمیدادند هزینه پذیرایی جشنواره خیرین که سالیانه برگزار میشود را از این بخش فراهم کنند. این نشانگر یک نگاه مشکلدار به کار خیر در کشور است و تصور میشود کار خیر زمانی در کشور با موفقیت پیش خواهد رفت که همه وجوه خیرین مستقیما برای مددجویان مورد استفاده قرار گیرد.
حسابداری امر خیر متفاوت از حسابداری صنعتی و دولتی است، آیا نباید چند دانشگاه کشور رشتههایی در این زمینه ایجاد کنند؟ آیا میتوان انتظار داشت حسابدار خیریه ظهر رایگان کار کند؟ یکی از راههای اصلاح مشکلات موجود، نگاه حرفهای به کار خیر استضمن این که نباید نگاه خود را تنها به ساختار فیزیکی همچون ساختمان خیریه و و نیرو متمرکز کنیم، بلکه مهمترین فاکتور در این زمینه بهرهوری است؛ بهرهوری با آموزش و پیدا کردن نیروهای متخصص به وجود میآید. گاهی اوقات برای افزایش بهرهوری، پرداخت حقوقهای بالا نیاز است اما به چه کسانی؟
سال ۱۳۹۵ که ما کار پرداختن به امور خیریه را شروع کردیم، گردش مالی در صنایع رنگ کشور هزار میلیارد تومان بود. برای این مبلغ دو، سه فصلنامه تخصصی وجود داشت. آن زمان برآورد ما این بود که گردش مالی امر خیر کشور ۵۰ هزار میلیارد تومان است البته اعداد دقیق در این زمینه وجود ندارد و آنها را باید بروز رسانی کرد. آیا برای مجموعهای به این بزرگی، چند پژوهشکده نباید بیاندیشد و شماری فصلنامه تخصصی نباید تهیه و مطالعه شود؟
همچنین حسابداری امر خیر متفاوت از حسابداری صنعتی و دولتی است، آیا نباید چند دانشگاه مطرح کشور رشتههایی را در این زمینه ایجاد کنند؟ آیا میتوان انتظار داشت که حسابدار خیریه از ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر رایگان کار کند؟ بنابراین از دیدگاه من یکی از راههای اصلاح برخی مشکلات موجود، نگاه حرفهای به کار خیر است. اشاره شد که در برخی کشورها ۲۰ درصد از نیروهای شاغل در بخش سوم یعنی بخش اجتماعی از جمله سازمانهای مردم نهاد مشغول به فعالیت هستند و این موضوع نیز ضرورت کار حرفهای را یادآور میشود.
خیریهها، چهارمین اقتصاد دنیا
آتشک: اگر بودجه تمام خیریههای جهان را با هم جمع کنیم و آن را یک کشور در نظر بگیریم، چهارمین اقتصاد دنیا خواهد شد. بخشی از فعالیتهای مرتبط با این حجم عظیم مالی را میشود داوطلبانه انجام داد؛ هیئت مدیره و امنا نیروهای داوطلب هستند، اما کسی که قصد مددکاری به صورت تخصصی دارد، به دلیل افزایش هزینه قادر به انجام امور رایگان نیست.
ملانوری: همان طور که آقای آتشک نیز اشاره داشتند، یک نظام خیریه مانند تمامینظامهای معقول در دنیای مدیریت اعم از مدیریت اقتصادی، دولتی و صنعتی باید از یک سند و برنامه برخوردار باشد؛ برنامهای که در آن میزان داوطلبی از لحاظ زمان و میزان مشارکت مردمی مشخص باشد. همچنین به میزان بهرهوری از منابعی که به دست آمده توجه شود.
ایرنا: از طرف دیگر، موضوع ضرورت حفظ عزت نفس مددجویان و عدم رعایت آن توسط برخی خیریهها موضوع جدیدی نیست و تا کنون از طرق مختلف تبیین شده است. چرا این مشکل تا کنون حل و فصل نشده است؟
ملانوری: این معضل که کمکرسانی غلط ما میتواند به کاهش اعتماد به نفس در اجتماع یا اهانت به یک کمک گیرنده منجر شود، از مباحثی است اگر ما یک سازمان بهرهور داشته باشیم که ارتقای فرهنگ سازمانی را به کارکنان خود آموزش دهد، طبیعتاً به کاهش این آسیب کمک خواهد کرد.
چون به موضوع رسانهها اشاره شد، باید عرض کنم در برخی از سریالهای تولیدی، تصویر موجهی از خیّر ارائه نمیشود و او فردی معرفی میشود که برای سرپوش گذاشتن بر کارهای شرورانه خود اقدام به ایجاد خیریه میکند. بنابراین یک معضل فرهنگی است که به صورت تک بعدی نمیتوان به آن نگاه کرد. در نتیجه رسانه ما نیز میتواند ترویج دهنده این آسیب باشد. دولت هم ممکن است با اقداماتی به این آسیبها دامن بزند.
نیازمند نظام رتبهبندی و اعتبار سنجی خیریهها هستیم
این یک جمله کلیدی است که باید نگاه حرفهای به سازمان امر خیر کشور صورت گیرد. یکی از مهمترین عناصر در این زمینه نظام رتبهبندی یا اعتبار سنجی خیریههاست که تا حالا وجود نداشته است. در همین مرکز خیر ماندگار، طی سه سال تلاش با همکاری افرادی که در سازمان استاندارد و صنایع بزرگ کارهای مرتبط با اعتبارسنجی و ارزیابی را انجام داده بودند، توانستیم تا حدی این کار را پیش ببریم.
امروز برخلاف حوزه اقتصاد و صنعت، یک مبنای استاندارد در حوزه علوم اجتماعی وجود ندارد. بنابراین ما پس از سه سال فعالیت توانستیم یک سند بومی برای اعتبارسنجی خیریهها تدوین کنیم؛ به شکلی که اصطلاحاً از آن تحت عنوان «پایش برداشتی» یاد میکنیم، یعنی برداشت از دور. ما تاکنون با این روش حدود هزار خیریه را اعتبارسنجی و طی یک سال اخیر نیز هر سه ماه یک بار آن را بروزرسانی کرده ایم. ما در آستانه ورود به فاز ارزیابیهای جامعتر قرار داریم که جامعترین آن مدل «ارزیابی ۳۶۰ درجه» است و بر مبنای آن مجموعه خود، خدمات دهندگان، سایر همتایان و غیره خیریه را ارزیابی میکند که مجموع آن نشان میدهد این خیریه دقیقاً کجا ایستاده است.
البته ظرافتهایی نیز در این ارزیابی وجود دارد، به عنوان مثال یک خیریه باید با خیریههایی که هم رتبه آن هستند و همچنین با خیریههایی که همرتبه نیستند، سنجیده شود. بنابراین نمیشود یک خیریه روستایی را با خیریه رعد الغدیر مقایسه کرد و به خیریه روستایی امتیاز ۵ و به رعد الغدیر ۱۰۰ داد. بنابراین منطقی به نظر میرسد که خیریههای روستایی با همردههای خود و خیریه های بزرگ نیز با هم رتبههای خود در داخل و حتی خارج از کشور مقایسه شوند.
برای خیریه رعد الغدیر که موفق به دریافت جایزه کارآفرینی شده قبلاً این مقایسه در سطح خارجی و نظام بین الملل صورت گرفته است اما متاسفانه در سطح داخلی چنین نظام رتبهبندی وجود ندارد. در نظامهای رتبهبندی خطاهای مدیر به او گوشزد میشود. به عنوان نمونه به یک مدیر هشدار داده میشود که هزینههای شما فراتر از از درآمدهایتان است یا اینکه سند برنامه جامع ندارید یا نظام گزینش نیروی انسانی شما صحیح نیست و غیره. در مجموع نظام رتبهبندی خیریهها تا حد زیادی به پوشش دادن و اصلاح آسیبهای موجود در خیریهها کمک کرده و راهبرد ارائه میدهد که مثلا مشکل خیریه شما با آموزش یا تنظیم برنامه حل خواهد شد.
آتشک: در ارتباط با منابع انسانی باید نکتهای را عرض کنم. تصور کنید خیریه ما بودجه ای حدود ۲۵ میلیارد تا پایان سال دارد. من اگر این مبلغ را به یک حسابدار داوطلب و نابلد که وقتی برای این کار نمیگذارد، بدهم و علی الراس شوم خوب است؟ وقتی علی الراس میشوید باید ۸۰ درصد مالیات دهید. فرض کنید من یک مدیر تامین منابع دارم که با برگزاری کمپین از مردم کشور و نیز ایرانیهای مقیم خارج چهار میلیارد تومان کمک جمع آوری میکند. وقتی فردی توان جذب این حجم از منابع مالی را دارد، آیا شایسته نیست ماهانه ۱۰ میلیون حقوق دریافت کند؟ این یک تخصص است و فرد با تحصیل و صرف هزینه مالی و زمانی به این تخصص دست یافته است. بنابراین دیدگاه جامعه در این زمینه باید اصلاح شود. زمانی که در بخش اقتصاد، صنعت و غیره افراد متخصص به کار گرفته میشوند، در این بخش نیز جذب نیروهای متخصص ضروری به نظر میرسد.
فرض کنید یک مدیر تامین منابع دارم که با برگزاری کمپین از مردم و ایرانیان مقیم خارج چهار میلیارد تومان کمک جمع آوری میکند. وقتی فردی توان جذب این حجم از منابع مالی را دارد، نباید ماهانه ۱۰ میلیون حقوق دریافت کند؟ایرنا: ولی خیلی از مردم چنین دیدگاهی ندارند!
آتشک: چون ذینفعان ما بیشتر مهندسان و پزشکان هستند، اتفاقا آنها علاقه زیادی به استخدام نیروهای متخصص از خود نشان میدهند. ادر خارج از کشور نیز همین گونه است. ما در مسابقات فرانسه جزو پنج طرح برتر دنیا شدیم چراکه بر اساس معیارهای جهانی جلو رفتیم اما در ایران توجهی به ما نشد، در صداوسیما تنها دو موسسه تبلیغ میشوند که البته از دوستان ما هستند، اما نامی از دیگران نیست.
صدا و سیما در معرفی خیریهها سلیقهای عمل میکند
ایرنا: معیار گزینش و تبلیغ این خیریهها از صدا وسیما چیست؟
آتشک: صدا و سیما آنها را دوست دارد و سلیقه ای عمل میکند! در ایران خیریههای زیادی وجود دارد که به آنها توجه نمیشود. در صدا و سیما میتوان حتی نام چیپس و پفک را آورد اما برای کار اجتماعی که به صورت داوطلبانه انجام میگیرد، اجازه آوردن نام خیریه داده نمیشود. ضمن اینکه در گزینش خیریهها نیز به صورت سلیقه ای عمل میشود.
ملانوری: البته در یک نظام کامل، مسئولیت اجتماعی رسانه، ترویج موسسات خیریه و نیکوکاری است، پس انتظار میرود که این رسالت احساس و درک شود. اگر یک موسسه خیریه چون رعد الغدیر به ۲۰ هزار معلول خدمت رسانی و همچنین برای شمار زیادی اشتغال ایجاد کرده است، باید به آن توجه شود. گاهی اوقات که شما تماسی با خیریه میگیرید و دختر جوان یا یک خانم به تماس شما پاسخ میدهد، شما متوجه وضعیت جسمی و روحی او نمیشوید. این در حالی است که وی عزیز معلولی است که حتی توان نگه داشتن سر خود را نیز ندارد. موسسه ای که توانسته این فرد را جذب و همزمان مهارت، توانمندی، آمادگی روحی و جسمی بدهد، نظام رسانهای باید تمام تلاش خود را در مسیر ترویج این سنت حسنه به کار ببندد.
نبود نظام کنترل کیفیت و رتبهبندی موسسههای خیریه
حوزه دوم، نظام صدور مجوز و نظارت است که اکنون مشکلات فراوانی در این عرصه وجود دارد. به نظرم نباید برای یک موسسه خیریه که توسط چند فرد خیّر تاسیس میشود، تا زمانی که شکایتی از آن نشده مشکلاتی از جمله تمدید مجوز و… ایجاد کرد. بنابراین اصل تاسیس دارای مشکلات فراوانی است و از همه مهمتر اصل نظارت که مشکلات بسیار بیشتری دارد.
موسسههای خیریه تا به حال شاهد آن نبودهاند که یک نهاد نظارتی به معنای علمی نظارت برای کنترل کیفیت، رتبهبندی یا اعتبارسنجی موسسهها عمل کردهباشد. این اقدامات در جامعه جهانی مشهود است. در دنیا نظامهایی وجود دارد که سازمانها را رتبهبندی کرده و نتایج را در اختیار مردم قرار میدهد تا وقتی جامعه به دنبال نیکوکاری است بهترین گزینه را انتخاب کند.
اگر نگاه نظارتی عوض شود، سازمانهای مردمنهاد و خیریه را به عنوان مجموعهای که به دولت کمک میکند، دیده میشود. هرچه همکاری این دو بخش با یکدیگر بیشتر شود، زندانها خلوتتر خواهد شدآتشک: سازمانهای مردمنهاد چهار دستاورد دارند که نخستین دستاورد کمک به دولت است. حجت الاسلام ملانوری گفتند ۳۰ کشور را در زمینه کار خیر مورد مطالعه قرار دادهاند. بنابراین به نظرم بهتر است در بعضی موارد بهجای اینکه قوانین را از صفر اختراع کنیم، از تجربه دیگران استفاده کنیم.
وقتی حاکمیت میخواهد قانونی برای یک حوزه بنویسد اما از فعالان آن بخش نظری نمیخواهد، همین مشکلاتی که اکنون شاهد آنیم، رخ خواهد داد. باید تجربههای کشورهای مختلف را که مورد مطالعه قرار گرفتهاند، بومیسازی کنیم تا لازم نباشد دوباره از نخست با آزمون و خطا قوانینی را طرح کنیم. حاکمیت باید از سازمانهای مردمنهاد نظرخواهی کند و با کمک خود آنها برای عرصه فعالیتشان قانونگذاری کند.
این نگاه نظارتی که باعث شود دولت در همه موضوعها دخالت داشته باشد، اشتباه است. طبق چشماندازهای اقتصادی دولت باید کوچک شود، نه اینکه حضورش در اقتصاد و جامعه گسترش پیدا کند. محتوای قوانینی که به تازگی در حال تصویب بود، به این ترتیب نوشته شده بود که خیریهها پولی جذب نکنند و فقط دو سازمان حاکمیتی که از دولت بودجه میگیرند و صندوق صدقات دارند، همه کمکهای مردمی را نیز دریافت میکنند. این به معنای بزرگ شدن دولت است.
دستاورد خیریهها، کاهش فقر و آسیبهای اجتماعی است
دومین دستاورد سازمانهای مردمنهاد، فعالیتهای عملکردی است که در جامعه دارند. کاهش فقر و آسیبهای اجتماعی نمونهای از این موارد است.
مورد سوم مربوط به دستاوردهایی است که مغفول مانده و دیده نمیشود. موسسههای خیریهای همچون نهاد ما فقط به جمعآوری کمک از مردم و صرف آنها برای نیازمندان محدود نمیشود، بلکه موضوعهایی به نام مشارکت اجتماعی، کار داوطلبانه و درک دیگران در آن جریان دارد که بسیار حائز اهمیت است.
طبق بررسیهای انجام شده در خارج از کشور، کسانی که عضو فعالیتهای خیرخواهانه هستند، کمتر دچار افسردگی میشوند. حتی به سالمندان برای پیشگیری از افسردگی پیشنهاد میشود که کارهای داوطلبانه انجام دهند. انجام فعالیتهای این چنینی میزان خشونت و جرائم اجتماعی را نیز کاهش خواهد داد.
دستاورد چهارم فعالیتهای خیر برای جامعه هدف است. وقتی یک معلول را توانمند میکنیم، آن فرد استقلال یافته و حس آزادی خواهد داشت. بنابراین، اگر نگاه نظارتی عوض شود، سازمانهای مردمنهاد و خیریه را به عنوان مجموعهای که به دولت کمک میکند، دیده میشود. به هر میزان که همکاری و همراهی این دو بخش با یکدیگر بیشتر شود، هزینههای اجتماعی کمتر شده و زندانها خلوتتر خواهد شد.
ملانوری: همانگونه که پیشتر اشاره شد، ما به یک نظام جامع نیاز داریم که یک بخش آن ظرفیتهاست که در آن با وجود امکانات زیاد، آسیبهای جدی وجود دارد. ساحت دوم، نظام تعامل حاکمیت با سازمانهای مردمنهاد و مردم است. در این بخش مشکلات زیادی وجود دارد، زیرا حد و مرز هر بخش روشن نیست. هیچکس مخالف ضرورت نظارت حاکمیت بر بخشهای مختلف جامعه از جمله بخشهای اجتماعی نیست اما باید حد و مرزها مشخص باشد.
عرصه سوم مربوط به توانافزایی و رشد است. به نظر میرسد دولت با توجه به تجربههایی که از تحقیق درباره کشورهای دیگر به دست آمده، باید به تسهیلگر و رشددهنده موسسههای خیریه تبدیل شود.
ایران در هزینه برای رفع فقر پیشتاز است اما نا کارآمد
امروز مبالغی که با عنوان یارانه و کمک به مردم ارائه میشود چندان کم نیست. کشور ما از نظر حجم کمکی که از منابع دولتی و عمومی برای رفع فقر و آسیبهای اجتماعی به مردم ارائه میدهد، در مقایسه با بودجه کل آن، در دنیا پیشتاز بوده اما نارضایتی از این اقدامات زیاد است زیرا این مبالغ از یک سازمان دولتی به سازمان دولتی یا شبه دولتی دیگر منتقل میشود که آن سازمان نیز برای فعالیت نیاز به کارمند، ساختمان، پشتیبانی و… دارد که همه این موارد هزینهبر است.
از طرف دیگر یک نظام اطلاعرسانی یکپارچه هم وجود ندارد. از سه سال پیش مقرر شده بود وزارت رفاه سامانهای راهاندازی کند که هرگونه کمکی به خیریهها، درون این سامانه ثبت شود. تنها نتیجه طرح موضوع این سامانه این بوده که ممیز مالیاتی از ۲ سال پیش روی اسناد خیریهها تمرکز کرده و میگوید فقط اسنادی قابل قبول است که در آن سامانه قرار گرفته باشد. این در حالی است که هنوز این سامانه راهاندازی نشده تا خیریهها در آن اطلاعاتی را ثبت کنند. چند ماه طول کشید تا بتوانیم به ممیزها بفهمانیم چنین سامانهای وجود ندارد که ما کمکها را در آن ثبت کنیم تا مورد تایید قرار گیرد.
آتشک: طبق این قانون باید هر کمکی که به موسسهها ارائه میشود، کد ملی خَیِّر در این سامانه درج شود. این اقدام خوبی است، اما بین ۲ طرف درگیر در این ماجرا هماهنگی وجود ندارد. به عبارتی معاونت رفاه وزارت کار باید به ممیزیهای وزارت اقتصاد اطلاع دهد که چنین سامانهای هنوز راه نیفتادهاست.
ملانوری: دولت و بهطور کلی حاکمیت باید بیش از اینکه نگران وقوع چالشهایی همچون پولشویی، سوءاستفاده از اعتماد مردم و امثال آن باشد، نگران آموزش دادن به آنها باشد. یک فرد با انگیزه خیرخواهی قرار است وارد انجام یک کار خیر شود اما اطلاعات کافی ندارد. در این زمان بهتر است دولت هزینه کرده و آموزشهای لازم را به وی ارائه دهد. اگر ابزار کافی ندارد، دولت باید این ابزارها را در اختیار او قرار دهد.
نمونههای انجام این اقدامات در تحقیقات انجام شده وجود داشت. به عنوان مثال یکی از این کشورهای مورد مطالعه، موسسههای خیریه را بر اساس یک چارچوب مشخص، دقیق و علمی طبقهبندی کرده بود. این خیریهها بر اساس امتیازی که میگیرند رتبهبندی میشوند و البته امکان جابهجایی رتبه آنها با رشد یا کاهش کیفیت وجود دارد. این خیریههای مطرح، به صورت قطب، همه امکانات دولتی را دریافت میکنند و در یک شبکه با کمک مردم و هزینه کمتر به فعالیت خود ادامه میدهند.
موسسه خیریهای با هزینه جاری نزدیک به صفر
موسسه خیریه «مهرانه زنجان» خدمات مربوط به بیماران سرطانی را ارائه میدهد و یکی از مثالهای داخلی است؛ میتوان ادعا کرد هزینههای جاری این خیریه نزدیک به صفر است. یعنی این خیریه کاملا داوطلبانه اداره میشود. این موسسه یکی از بزرگترین خیریههای کشور در زمینه استفاده از نظام داوطلبی است.
جمع زیادی از مردم زنجان در این خیریه عضو هستند و به نیازمندان خدمات ارائه میکنند. بنابراین، گاهی امکان دارد هزینه جمعآوری منابع خیر یا حتی بدتر، توزیع آن توسط منابع دولتی درصد بالایی هزینه به همراه داشتهباشد. باید به خیریهها اعتماد کرد زیرا آنها به دلیل محلیبودن و آشنایی با نیازمندان واقعی، بهتر میتوانند کمکرسانی کنند.
دولت بیش از اینکه نگران وقوع چالشهایی همچون پولشویی، سوءاستفاده از اعتماد مردم و امثال آن در خیریهها باشد، نگران آموزش دادن به آنها باشداگر ما بخواهیم به صورت علمی وارد این سه حوزه شویم، مصادیق بسیار کاربردی برای بهرهبرداری وجود دارد. موسسه ما یک کار علمی – پژوهشی بزرگ را با همکاری و تامین هزینه سازمان اوقاف با عنوان «آسیبشناسی قوانین و مقررات» انجام داد که اکنون در دسترس است. ما با مرکز مطالعات مدیریت دانشگاه تربیت مدرس برای طراحی حدود سه مدل همکاری کردیم و در این زمینه با نهادهای دیگر نیز همکاریهایی داشتیم اما در حال طراحی یک مدل حکمرانی هم هستیم.
موسسه ما این آمادگی را دارد که اگر دولت یا مجلس کمکی نیاز داشته باشد در این مسیر همکاریهای لازم را انجام دهد. رکن اساسی این امر این است که حاکمیت به فعالان این عرصه اعتماد کند و از خود این موسسهها برای تهیه یک مدل جامع، کمک و راهنمایی بخواهد.
ایرنا: یکی از موضوعهایی که به شدت در این عرصه مورد انتقاد قرار گرفته «موازی کاری» است و اینکه برخی مددجویان از چند نهاد به صورت همزمان کمک دریافت میکنند. این انتقاد را چقدر قبول دارید و نظام حکمرانی چقدر میتواند در حل این مشکلات تاثیر داشته باشد؟
آتشک: به طور حتم هر سازمان اجتماعی در انجام فعالیت، نواقص و کاستیهایی را خواهد داشت. هیچکس نمیتواند ادعا کند ۱۰۰ درصد بدون اشتباه حرکت کردهاست. در حوزه سازمانهای مردمنهاد و موسسههای خیریه نیز برخی مشکلات وجود دارد اما اگر آمار را مشاهده کنید، خواهید دید که از بعد انقلاب تا کنون به اندازه انگشتان دست خیریه نداشتهایم که فسادی در حوزه خیریه داشته باشند. با این وصف، ما یک سطح از بلوغ را برای سازمانهای مردمنهاد داریم که سطح اولیه آن خیریه است؛ یعنی موسسههایی که به صورت هیاتی، بدون ساختار، چارچوب و برنامهریزی اداره میشود. سطح دوم مربوط به یک سَمن توانمندساز است که یک چارت اداری و حداقلهای نظم را داراست. سطح سوم آن مجموعههایی هستند که همزمان خیریه، توانمندساز و کارآفرین اجتماعی هستند. اوج بلوغ یک سازمان مردمنهاد را این میدانیم که مددجوی خود را توانمند میسازد.
سازمانهای مردمنهاد نیازمند آموزشند
بنابراین، اگر سیستم رتبهبندی مراکز خیریه و ساختار واحدی ایجاد شود، به این امر کمک شایان توجهی خواهد شد. اقدامی مشابه همین ثبت کد ملی خیّران. از طرفی سازمانهای مردمنهاد نیازمند آموزش هستند. در حال حاضر در برخی کشورها دکترای مدیریت سازمانهای مردمنهاد وجود دارد. اکنون در تعدادی از دانشگاههای کاشان نیز دورههایی همچون کاردانی و کارشناسی ایجاد شده اما هنوز رشته مشخصی در این زمینه وجود ندارد.
یک سازمان مردمنهاد باید ماموریت مشخصی داشتهباشد، خط مشی و ذینفعان خود را مشخص کردهباشد. به طور قطع برای کاهش این آسیبها به آموزش نیاز است. انتقاد درباره نداشتن دانش کافی به سازمانهای مردمنهاد وارد است. افراد متمولی وجود دارند که تمایل به انجام کار خیر دارند و تصور میکنند فقط داشتن انگیزه و توان مالی کافی است، در حالی که این امر به آموزش نیاز دارد. گاهی این ندانستنها موجب آسیب خواهد شد.


