[vc_row][vc_column][vc_column_text]
گزارشی از مرکز نیکوکاری رعد الغدیر معلولانی که با هنر، توانمند میشوند
دیدن معلولانی که تلاش دارند همراه دیگر افراد جامعه در صحنههای اجتماع حاضر باشند، یک رویداد اثرگذار، انرژی زا، امیدبخش با نشاط و پسندیده است و در این میان مشاهده معلولان حرکتی که ذهن خلاقی دارند و چه بسا از بهره هوشی بالاتری از بسیاری از آدمهای سالم جسمی، دارند فرحبخشتر است.
البته این افراد همواره نیازمند امکانات و توجه خاص خانواده و مسئولان جامعه هستند؛ چرا که به هر حال ضعف جسمی و حرکتی حتی اگر مانع فعالیت ذهن نشود، از تبدیل فکر تا عمل، نیازمند جسمی سالمند که اگر حمایت نباشد، حرکتهای ذهنی این افراد از رشد و بالندگی فاصله میگیرد و چه بسا در صورت تداوم به یاس و سرخوردگی هم تبدیل شود.
ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب جهت حضور این افراد در صحنههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از اهداف ارزندهای است که بسیاری از کشورها با در نظر گرفتن امکانات و تواناییهای خود نسبت به آن اقدام میکنند. اما در همین جوامع از جمله در کشور ما، گاهی افرادی برای کمک به معلولان جسمی و حرکتی پیشقدم میشوند که آدمی را با بزرگواری چنین افرادی بیشتر آشنا میکند که چگونه آدمهایی، برای راحتی دیگران، رفاه و راحتی خودشان را فدا میکنند.
اخیراً آماری در کشور منتشر شد که نشان میدهد حدود ۱۱ درصد از جمعیت ایران به نوعی از یکی از معلولیتهای جسمی، حرکتی و ذهنیاند از مراتب کم تا زیاد برخوردارند.
کارشناسان معتقدند نگرش به معضل معلولیت ارتباط مستقیمی با جامعه دارد و فرد معلول همواره بار سنگین حضور در جامعه را با خود به همراه دارد. بنابر این اگر امکانات لازم را برای فرد معلول به نحوی ایجاد کرد که مانند افراد عادی در جامعه حضور یابند، شاید بتوان گفت که این فرد دیگر معلول نیست.
الحاق معلولین به بخش فعال جامعه مستلزم ایجاد فرصتهای مساوی و مناسب برای مددجویان است که در اولین قدم باید برای رفع محدودیتهای آنها اقدام کرد. اگر برای اشتغال معلولان از اماکن عمومی نظیر بوستانها، کتابخانهها، سینماها و بانکها و ادارات امکانات لازم فراهم شود، زمینه حضور این افراد در عرصههای مختلف اجتماعی به تدریج فراهم میشود و جامعه از توانایی آنان بهرهمند خواهد شد. در مقابل عدم توجه به نیازهای معلولان و نبود امکانات و شرایط اولیه جهت حضور این افراد در سطح جامعه باعث انزوا و کنارهگیری آنان از فعالیتهای اجتماعی میشود.
این بار برای دیدن معلولان جسمی و حرکتی، اما باهوش و پرتلاش، به موسسه رعدالغدیر در منطقه یافتآباد تهران رفتیم.
میدان الغدیر، خیابان شهید جواد زندیه.
ورود ما با نوبت آموزش خواهران همزمان میشود، بعضی از روزهای هفته خواهران و بعضی روزها هم برادران.تعدادی از کارآموزان با ویلچر و تعدادی هم با عصا و برخی هم…
یکی کارآموزان موسسه رعدالغدیر که علاوه برکلاسهای خط، در زمینه مینیاتور و خاتم کاری نیز آموزش دیده است،می گوید: همین که هنر و فنی را یاد میگیریم،دیگر فکر نمیکنیم معلولیت ما را به رکود کشانده است بلکه میتوانیم برای خود و اجتماع مفید باشیم.
یکی از کارآموزان موسسه رعدالغدیر که علاوه برکلاسهای خط، در زمینه مینیاتور و خاتم کاری نیز آموزش دیده است، روابط عمومی بهتری دارد و ابتدا هم خودش را معرفی میکند و میگوید: همین که هنر و فنی را یاد میگیرم و چنین روحیهای برای بقیه دوستانم وجود دارد این است که دیگر فکر نمیکنیم معلولیت ما را به رکود کشانده است بلکه ما همچون آب جاری و زلال میشویم که میتوانیم برای خود و اجتماع مفید باشیم.
وی فکر و روح آرام را از ویژگیهای هنر معرفی میکند و میافزاید: با این که هفتهای یک روز به کلاسهای موسسه میآیم. اما احساس میکنم آموزش هنر به من هویت هم میدهد و حتی کارهایی من میدانم و میتوانم تولید کنم که بسیاری از آدمهای سالم جسمی هم نمیدانند و بلد نیستن،آن کار را انجام دهند..
وی عمده مشکلات کارآموزان را مشکل رفت و آمد در سطح شهر میدا ند و میافزاید: بعضاً کار ثابت و دائمی هم برایم در سطح شهر درست شده بود اما چون رفت و آمد از خانه به محل کار برایم مقدور نبود و نیازمند صرف هزینههای گزاف هستم و نیز نبود امکانات شهری مناسب با نیاز معلولان از قید کار زدم.
الحاق معلولین به بخش فعال جامعه، مستلزم ایجاد فرصتهای مساوی و مناسب برای مددجویان است که در اولین قدم باید برای رفع محدودیتهای آنها اقدام کرد.
وی میگوید: گاهی در سطح شهر با صحنههایی مواجه میشویم که برای ما عجیب و قابل باور نیست. مثلاً در مناطقی که قبلاً برای تردد معلولان با صرف هزینههای فراوان مناسب سازی شده بود، به یکباره شهرداری تصمیم به تخریب آن امکانات میگیرد و تردد ما را عملاً غیرممکن میسازد. بانکها، ادارات، به هیچ وجه شرایط مناسبی برای حضور معلولان ندارند و متاسفانه برای کمک به معلولان سرمایهگذاری نمیکنند. حتی تردد با مترو و اتوبوس هم برای ما امکانپذیر نیست چون برخی از ایستگاههای مترو آسانسور ندارند. این شرایط سبب شده که حتی اگر کار برای ما فراهم باشد باز هم بخاطر «مناسب » نبودن محیط شهری برای معلولان، امکان کار برای ما فراهم نمیشود.
وی میگوید: به عنوان نمونه برای هر مورد خروج از خانه مجبوریم ۲۰ هزار تومان هزینه کنیم درحالی که یک فرد عادی میتواند فقط ۲۰۰۰ تومان و یا حتی سفر با مترو و اتوبوس، کمتر هزینه کند و به جاهای بیشتری هم برود.
این خانم مددجو با بیان این که «البته سامانه ۶۳۰۵ بهزیستی برای این کار به ما کمک میکند اما باید ۵ صبح زنگ بزنیم و برای ۵/۷ صبح وقت بگیریم و بسیاری مواقع نمیتوانند به موقع به ما کمک کنند» در نهایت از من میخواهد که اسم او را در گزارشم نیاورم که من هم میپذیرم.
دیدن معلولانی که تلاش دارند همراه دیگر افراد جامعه در صحنههای اجتماع حاضر باشند، یک رویداد اثرگذار، انرژیزا و امیدبخش است.
یکی دیگر از کارآموزان این موسسه که مشغول ساخت مجسمه چوبی است، میگوید: مشکل ما مربوط به اینجا نیست، اینجا به ما کار یاد میدهند، اما خود بهزیستی دست ما را نمیگیرد و ماههاست تقاضای وام را بیپاسخ گذاشته است.
وی میافزاید: مدتی است نامزد دارم و برای تامین جهیزیه درخواست وام کرده ام، هنر و کار ما درامد فراوانی ندارد، البته موسسه این تولیدات را در نمایشگاههای سطح شهر عرضه میکند، اما درآمد حاصل از آن کفاف نیازهای ما را نمیدهد و بهزیستی هم حقوق ماهانه ما را مدتی است که پرداخت نمیکند و ماهها تلاش کردم تا توانستم سمعک دریافت کنم.
یکی از مربیان موسسه هم درباره شیوه آموزش این مددجویان میگوید: بچهها علیرغم برخی محدودیتهای جسمی از هوش سرشاری برخوردارند و در فراگیری بسیار جدی هم هستند که موسسه به صورت رایگان به این افراد آموزش میدهد؛ اما کارهای تولیدی در داخل موسسه باقی میماند و با برپایی نمایشگاه عرضه صنایع دستی، در صورت فروش محصولات تولیدی معلولان، عمده مبلغ به سازندگان این آثار پرداخت میشود.
وی میافزاید: این افراد همین که در کار خود قوی میشوند، موسسه با آنها قرارداد میبندد و حتی تعداد کار مورد سفارش هم مشخص میشود.
سید علی طباطبایی که خود از مرحله شاگردی به مربیگری موسسه رعد الغدیر رسیده است در توضیح کارهای خودش هم میگوید: من ۱۲ تا شاگرد دارم، ۵ تا از بچهها به مرحله دوم راه یافتند که میخواهند در آزمونهای فنی و حرفهای شرکت کنند و بقیه هم مشغول هستند.وی میافزاید: علاوه بر این موسسه، در جاهای دیگری هم مشغول تدریس کامپیوتر هستم.
علی سلطانزاده مدیرعامل موسسه نیکوکاری رعد الغدیر در باره نحوه آغاز به کار موسسه میگوید: ۳۰۰ متر زمین را در سال ۱۳۸۴ از شهرداری گرفتیم و با ۵۰۰ هزار تومان موجودی، کلنگ این ساختمان را به زمین زدیم و ظرف ۸ ماه مردم حدود ۹۰ میلیون تومان کمک کردند و این ساختمان با ۴۵۰ مترمربع فضا ساخته شد. بعد از آن هم کمک خیرین ادامه یافت و به طبقات آن اضافه کردیم سال ۹۳ هم مردم کمک کردند و طبقه سوم آن تکمیل شد.
آقای سلطانزاده مدیر عامل مرکز نیکوکاری الغدیر: تاکنون ۱۵۰۰ نفر آموزش دیدند که حدود ۳۵۰ نفر آن به مرحله اشتغال رسیدند همچنین ۴۵ نفر ازدواج کردند و ۳۳ نفر هم نوه نصیب موسسه شده و همه این نوه علیرغم پدر و مادر معلول، همه الحمدلله سالم هستند.
وی میافزاید: فکر اولیه ایجاد موسسه نیکوکاری رعد، به سال ۱۳۶۳ برمیگردد که در آن سال و در اوج جنگ تحمیلی و بمبارانهای شهری از سوی رژیم بعثی صدام، سه نفر از مهندسین مسلمان جمع شدند و اعلام کردند این جوانان عزیز ما که به جبهههای میروند، تعدادی از آنها شهید میشوند و عدهای که به صورت جانباز برمیگردند درست نیست یک رزمنده ۱۸ ساله که در جبهه قطع عضو یا قطع نخاع شده تا آخر عمر در خانه بماند. به امید آنکه سر ماه بنیاد شهید بیاید حقوق ماهانه به او بدهد. ما هم به عنوان مهندسین این مملکت وظیفهای داریم که برای اینها فکری کنیم تا جنگ هست این کار را به عنوان الگوی کوچکی ادامه دهیم و بعد از پایان جنگ نتیجهاش را به مسئولان مملکت ارائه کنیم و برای کل جانبازان سراسر کشور اجرا کنند تا آنها محتاج به کمک نباشند.
وی که مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف دارد، ادامه میدهد: شور دانشجوی انقلابی در وجودمان موج میزد. از سال ۶۳ ۱۳ که این مرکز ایجاد شد، در حد دو اتاق در درمانگاه خیریه غیاثی یافتآباد مستقر بودیم و بعد از آن به خیابان راهپیما مقابل دخانیات رفتیم، پارکینگ آموزشگاه نابینایان ابابصیر را در اختیار گرفتیم و پارکینگ را به آموزشگاه نقشهکشی ساختمان و سیمپیچی برق تبدیل کردیم منتها چون تعداد جانبازانی که مراجعه میکردند کم بود، به مرور معلولین جسمی و حرکتی که معلولیت ذهنی نداشتند را پذیرش هم کردیم و بعد از آن در سال ۷۲، عذر ما را آنجا هم خواستند تا این که زمین در شهرک غرب از آموزش و پرورش گرفتیم و بعد از این که دو اتاقش را ساختیم. کار را شروع کردیم که اکنون در ۴۲۰۰ مترمربع بنا، معلولان جسمی و حرکتی را آموزش میدهد. بعد به فکر توسعه این مرکز در استانها افتادیم، در یزد، مرکزی مشابهاش را راهاندازی کردیم و بعد برای منطقه محروم تهران فکر کردیم که با تحقیقات انجام شده، بلوار خلیج تهران را درحوالی بزرگراه فتح شعبه جنوبغرب را دایر کردیم و بعد از آن هم چون جای ما کوچک بود، استقبال هم زیاد بود، در یافتآباد زمینی از شهرداری گرفتیم و اینجا را احداث کردیم. که بعد از مجتمع نیکوکاری رعد هم منتقل شدیم و رعد الغدیر را به ثبت رساندیم.
وی درباره تعداد کارآموزان موسسه هم میگوید: کارآموزی در اینجا فصلی است و چهار ترم در سال داریم که تعداد کارآموزان از ۱۰۰ تا ۱۳۰ نفر دورههای سه ماه را میگذرانند. این عزیزان در رشتههای مختلف کامپیوتر، خیاطی، معرق، محرق، نقاشی و… دوره میبینند که به صورت رایگان است.
آقای سلطانزاده میافزاید: موسسه نیکوکاری رعدالغدیر همچنین در زمینه ارائه خدمات آموزش فنی و حرفهای در راستای حمایت از اشتغال و خوداشتغالی توان یابان جسمی حرکتی در حدّ توان خود فعالیت دارد، از آنجائیکه دامنه فعالیت منحصراً در ارتباط با توان یابان جسمی حرکتی(توان یابان بالای ۱۴سال) است لذا از پذیرش معلولین کم توان ذهنی معذوریم.پس از پذیرش، کارآموزان در کارگاه ارزشیابی با توجه به پایه تحصیلی، نوع معلولیت، نیاز بازار کار و در نهایت علاقه شخصی از خدمات آموزشی موسسه در گروههای هنری و رایانه برخوردار میشوند.
وی میگوید: کارآموزان آموزشهای موسسه را در زمینهها کامپیوتری و صنایع دستی وهنری (خیاطی – معرق – محرق – خط و تابلو خط – منبت – نقاشی – گلسازی –سفالگری – میوه چینی – عروسک خمیری – ویترای – خراش رو فلز و…) از اساتید و مربیان شایسته مطابق با استانداردهای وزارت کار، که ارزش بینالمللی دارد، دریافت میکنند و جهت اخذ مدرک فنی به وزارت کار معرفی میشوند.
وی درباره اهداف برنامههای توسعهای موسسه هم میگوید: مرکز هم اکنون در شهرهای زنجان، شیراز، بوشهر، بندرعباس، زاهدان، پاکدشت، همدان، الیگودرز، کاشان و… شعبه دارد و مرکز اصفهان هم بزودی افتتاح میشود.
وی در باره تعداد شاغلین بعد از آموزش در موسسه هم میگوید: تاکنون ۱۵۰۰ نفر را در این موسسه آموزش دادیم که حدود ۳۵۰ نفر آن به مرحله اشتغال رسیدند که یکی از مشاغل جدید تامین صبحانه سالم مردم تهران در مترواست که نتیجه ایده همکاران ما بوده است.
همچنین ۴۵ نفر ازدواج کردند و ۳۳ نفر هم نوه نصیب موسسه شده و همه این نوه ها علیرغم پدر و مادر معلول، همه الحمدلله سالم هستند.
آقای سلطانزاده ادامی میدهد: خوشبختانه با لطف الهی درصد طلاق میان این معلولان علیرغم همه مشکلاتی که دارند کمتر از ۱۰ درصد است درحالیکه طلاق در جامعه ما میان افراد سالم بسیار بالاتر از این ارقام است.
شیوه تامین هزینهها
وی در باره شیوه تامین هزینهها نیز میگوید: درآمد این جا به لطف الهی، حدود ۵۰ درصد آن توسط خیرین شناخته شده و مستمر پرداخت میشود و برخی از آنها در نمایشگاههای خیریه ماه مبارک رمضان جذب موسسه میشوند.
دوم از املاکی است که خیرین آن را وقف موسسه کردند و درآمدی که از فروش محصولات تولیدی موسسه برای شرکتهای بزرگ به خصوص تولید لباس شرکتهای خودروسازی که ۲۰ تا ۲۵ درصد هزینههای ما را تامین میکند و حدود ۲۵ درصد باقیمانده طبق قانون سازمان بهزیستی به ما پرداخت میشود.
وی ادامه میدهد: مشارکت در برگزاری اردوهای فرهنگی – سیاحتی داخل و خارج از شهر، برگزاری جشنها و بازارچههای خیریه مختلف در طول سال، جمع آوری نذورات، بازدید از منازل کارآموزان نیازمند، مشارکت در اجرای برنامههای فرهنگی درون موسسه، شناسایی معلولان منطقه و معرفی آنان جهت بهرمندی از خدمات موسسه، تهیه و توزیع ارزاق در مناسبتهای خاص به توانیابان تحت پوشش موسسه، مشارکت در تهیه مایحتاج اولیه آشپزخانه و کمک در طبخ غذای روزانه توانیابان، معرفی موسسه به سایرین و جذب ظرفیتهای حمایتی آنان در جهت رشد و ارتقا خدمات موسسه، تهیه جهیزیه جهت توان یابان در شرف ازدواج، تلاش در جهت اشتغال توان یابان در ارتباط با سایر سازمانها و شرکتها از دیگر فعالیتهای موسسه نیکوکاری میباشد.
آقای سلطانزاده همچنین میگوید:همه کارکنان ستادی هم جزو معلولان هستند، آنها استخدام شدند و حقوق میگیرند، بیمه هستند. استادان هم عمدتا خودشان قبلا در این مرکز آموزش دیدند مگر این که در آن رشته ما کسی را به عنوان استاد نداشته باشیم که استاد مدعو دعوت میکنیم. و حتی کارآفرین نمونه هم در میان معلولان خود داریم.
دندان پزشکان همیار
وی میگوید: در بخش خدمات دندانپزشکی، ما با کمک ۲۸ نفر دندانپزشک خیر، خدمات خود را به معلولان سراسر کشور ارائه میکنیم.دندانپزشکان نیکوکار همیاردر جامعهای زندگی میکنیم که خوشبختانه مملو از متخصصانی است که با تحصیل علم؛ و جهد برای رسیدن به علوم و فناوریهای روز جهان تلاش میکنند تا گامی در جهت رشد میهن عزیزمان داشته باشند و برای به ثمر رساندن نهالهای همت از هیچ کوششی فرو گذار نیستند..
آقای سلطانزاده همچنین میگوید: دندانپزشکان نیکوکار ایرانیِ (دنا) فعال در مرکز دندانپزشکی رعد الغدیر که کار طبابت و درمان بیماری دهان و دندان توان یابان جسمی حرکتی را بیهیچ چشمداشت مادی و مالی انجام میدهند آنقدر آرام و بیصدا وارد دلهای نیازمندان به این مهم گشتند که موفق شدند مالک دلهای آنان شوند؛ و صاحب جغرافیای مهر،و نقشهای به وسعت دل دریایی شان زدند تا با همکاری گروهی از دندانپزشکان نیکوکار به درمان بیماریهای دهان و دندان توان یابان اهتمام ورزند.
کلیه دندانپزشکان علاقمند به مشارکت عام المنفعه در امور درمان و معالجه توان یابان میتوانند ضمن تماس با شماره ۶۶۰۱۶۴۱۴ و مذاکره با مسئول کلینیک؛ آمادگی خود را در امر خیر درمان توان یابان اعلام نمایند.
بانوان همیار
آقای سلطانزاده میگوید: موسسه همچنین در اجرای فعالیتهای جمعی و عام المنفعه خود از خدمات ارزشمند دو گروه همیاری جوانان و گروه همیاری بانوان بهره میگیرد.گروههای همیاری به اقتضای شرایط موجود بصورت مشترک یا مستقل در زمینههای توسعه فرهنگ نیکوکاری، کمکهای آموزشی و اداری، برگزاری مراسم و جشنها، عضوگیری و بورسیه کارآموزان، برگزاری نمایشگاهها و بازارهای خیریه و جمع آوری مالی بصورت کاملا داوطلبانه و رایگان فعالیت مینمایند.
گروه بانوان همیار، جمعی ازبانوان نیک اندیشی هستند که درقالب کمیتههای مشخص ازدواج و تامین جهیزیه- درمانی و پزشکی- اردوئی- آموزشی- اشتغال و… در توانبخشی مجتمع را یاری میدهند.
منبع :روزنامه جمهوری اسلامی- گزارشگر:مجید زندی- ۹۴/۰۷/۲۰
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

