[vc_row][vc_column][vc_column_text]
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_column_text]
لذت تشویق شدن و حس نیاز انسان به درک این لذت امری غیرقابل انکار است. این تشویق می تواند از سمت پدر و مادر برای کودکی نوپا باشد، از سمت اولیاء مدرسه برای دانشآموزی نمونه باشد و یا از سمت مدیران یک مجموعه برای کارمندان مسئولیت پذیرتر باشد. هرچه که هست، انسان در همه این سنین بابت تکریم و تمجید حس افتخار میکند و از خود برای تلاشی که در راه رسیدن به هدف انجام داده راضی میشود و البته کوشش را مضاعف میکند تا به نتایج بهتر و بیشتر برسد. همچنین است که تشویق از سمت افراد بالادست چه پدر و مادر چه دبیر و ناظم و چه مدیر و معاون باعث ایجاد حس رقابت برای بهتر بودن در بین فرزندان، دانشآموزان و همکاران میشود. رقابتی سالم و بانتیجه مثبت. همین امر باعث شده تا مدیران مجموعه رعد الغدیر نیز برای ایجاد این حس رقابت و همچنین توانیابانی که به نحو احسنت کار خود را در هر زمینهای دنبال میکنند اقدام به پیاده سازی طرحی تشویقی با عنوان پابوس بهشت نمایند. با هم بیشتر درباره این طرح میخوانیم.
کلیت طرح
به گفته مسئولین موسسه رعد الغدیر طرح پابوس بهشت عنوان طرحی است که با هدف ارتقا و تکریم ارزشهای اخلاقی توسط معاونت منابع انسانی مجموعه در حال اجراست . طرح در مدت زمانی یک سال اجرا خواهد شد. و طی آن ماهانه ۵ نفر از توانیابان اشتغال یافته و آموزشی به عنوان بهترینهای ماه در زمینههای اخلاقی معرفی و تشویق میشوند. به این صورت که کمک هزینهای برای سفر مشهد ۶۰۰ به مبلغ هزار تومان برای هر فرد به همراه یک نفر از اعضای خانواده اش در نظر گرفته شده که به آنها اهدا میشود و ضمنا سه روز مرخصی تشویقی از سمت موسسه به فرد داده میشود تا بتواند برنامه سفرش را در زمان مناسب برای خود و همراهش هماهنگ کند. بودجه این طرح در شش ماهه اول سال جاری توسط شهرداری وقت تهران تامین شد که اکنون به اجرا رسیده است. همانطور که گفته شد هدف از این طرح تشویق توانیابان به حرکت به سمت ارتقا اخلاق حرفهای در محل موسسه و محیط کارشان است. نحوه انتخاب افراد برگزیده به این صورت است که ماهانه کارمند ماه را در بخشهای مختلف با نظر مدیریت هر بخش شناسایی و معرفی میشود .قرار بر این است که ماهانه ۵ نفر به این شرح معرفی شوند ۲ نفر از بخش کالسنترها، ۱ نفر کارگاه خیاطی، ۱ نفر توانیابان توانبخشی و ۱ نفر از توانیابان آموزشی. به لطف و مدد خداوند در طول طرح تا پایان یک سال اجرای برنامه ۶۸ نفر از این فرصت برخوردار خواهند شد . همچننی به گفته مسئولین مجموعه رعد الغدیر این تصمیمات به صورت شورایی صورت می گیرد که اعضای این شورا عبارتند از مدیر موسسه، مدیر منابع انسانی، معاونت اشتغال و کارآفرینی و مدیران بخشهای مربوطه.
اولینها
در این ماه تا کنون خانم ملیکا همدانی از بخش آموزش ، آقای محمد ذوالفعلی از توانبخشی، خانم صدیقه عبدالمحمدی و خانم زینب میر آقایی از کالسنترها معرفی شدند .با هم گفتگویی را که با دو تن از این عزیزان داشتیم دنبال میکنیم.
توانستم به استقلال برسم
صدیقه عبدالمحمدی ۳۱ سال دارد و حدود یک سال و نیم است که در رعد الغدیر مشغول به آموزش و کار است. او توانیاب جسمی حرکتی است و از انحراف ستون فقرات رنج میبرد. قبل از مشغول شدن در رعد الغدیر کلاسهای ICDL را گذرانده بوده و برخی دورههای کامپیوتر مانند ویجوئال بیسیک، اما موفق به پیدا کردن کار نمیشود. امکان رفتن به دانشگاه هم برایش فراهم نبوده و مدتی کلاس زبان میرود، اما نمیتواند ادامه دهد و در بلاتکلیفی بسر میبرد. صدیقه خود میگوید: «در روزنامه به دنبال کار بودم اما بیشتر کارها یا در تخصص من نبود و یا امکان رفتنش برایم نبود. به ناچار مدام در خانه بودم.»
عبدالمحمدی توسط یکی از دوستانش با رعدالغدیر آشنا میشود و در ابتدا برای آموزش کارهای هنری و تنها نماندن در خانه به موسسه مراجعه میکند. معرق، نمد دوزی و نقاشی روی سنگ را آموزش میبیند و بعد به کلاسهای کامپیوتر مراجعه میکند. در کلاسها توانایی کافی برای ارجاع به مجموعه کالسنتر را از خود نشان میدهد و برای کار به این مجموعه معرفی میشود. او اکنون یکی از توانیابان موفق در مجموعه کالسنتر است. صدیقه میگوید: «کار در مجموعه از خیلی جهات برایم خوب است. برای ما هرجایی کار مناسب شرایط جسمیمان پیدا نمیشود. مسیرها دور است و کارها سنگین و نامناسب. گاهی هم به دلیل همین مشکل حرکتی به ما کار نمی دهند. وقتی اینجا مشغول شدم، توانستم بعد از مدتها تلاش به استقلال مالی برسم و از این بابت خیلی خوشحالم.» او مشغول شدنش در رعدالغدیر را مایه بهتر شدن شرایط روحی خود میداند.
دلتنگ آقا بودم
زینب میرآقایی نیز ۳۹ سال دارد و از بهمن ۹۴به مجموعه رعدالغدیر آمده است. میرآقایی کارشناسی ارشد روانشاسی دارد. او سال ۹۴ برای گذراندن دورههای خط وارد مجموعه میشود و بعد به دلیل داشتن توانایی لازم به مجموعه کالسنتر معرفی میگردد. زینب دچار ایدیام نخاعیاست که در اثر این بیماری از سال ۷۲ دچار ضایعه نخاعی شده است و روی ویلچر مینشیند.
میرآقایی از مشکلاتش اینطور میگوید: «بعد از اینکه نتوانستم راه بروم یک ترم به مدرسه رفتم و متوجه شدم دیگر امکان تحصیل در مدرسه برایم نیست. دو سالی در خانه ماندم اما شرایط برایم سخت بود. شروع کردم غیر حضوری ادامه تحصیل و تا دوره کارشناسی به صورت غیر حضوری خواندم.» او ادامه می دهد: «من با وجود این شرایط جسمی و سختیهای در راه، ادامه تحصیل دادم اما متاسفانه هیچجایی در زمینه تحصیلی خودم برای من کار نبود. یعنی اصلا به ما کار نمی دهند. برای ما امکان تحصیل هم فراهم نیست چه رسد به امکان کار.»
میرآقایی اذعان دارد که با وجود مربوط نبودن کارش در رعد الغدیر با رشته تحصیلیاش اما همچنان بسیار ممنون مسئولین مجموعه است چون در نهایت او توانسته جایی مشغول به کار شود. میگوید بیش از ۸۰٪ همکارانش در کالسنتر نتوانستهاند جایی کار پیدا کنند و رعد الغدیر تنها مکانی بوده که به اشتغالشان پرداخته است و از جهت این کار مجموعه را بسیار قابل تقدیر میداند.
او اضافه میکند: «اینجا با سامانه رفت و آمد میکنم. اما حتی اگر کاری جایی برایم پیدا میشد که نشد، چطور باید رفت و آمد میکردم وقتی هیچ امکانات مناسب شهری برای تردد توانیابان وجود ندارد.» میرآقایی در نهایت از طرح تشویقی پابوس بهشت نیز تشکر میکند و آن را باعث تقویت روحیه خود و همکارانش میداند و میگوید: «از سال ۹۰ به پابوس آقا نرفته بودم. خانوادهام رفتند اما من فکر می کردم با این ویلچر برایشان دردسر میشوم برای همین همراهیشان نکردم. حالا خیلی خوشحالم که این امکان برایم فراهم شده است.»
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

