[vc_row][vc_column][vc_column_text]
کاردرمانی
کاردرمانی علم هنر استفاده از فعالیتهای هدفمند به منظور افزایش استقلال در عملکردهای فردی است.از دیدگاه کاردرمانی، کار به تمامی فعالیتهای هدفمندی که ساعات بیداری ما را پر میکند اطلاق میشود بنابراین فعالیت هدفمند، فراتر از انجام کار است و عملی است که شخص را در بسیاری از سطوح رفتارهای کاری درگیر می سازد.رفتارهای کاری در سه زمینه اصلی، بر فعالیتهای هدفمندی که افراد بطور معمول با آن درگیر هستند: یعنی حفظ موجودیت، کار و تفریح تاکید میکند.
هدف کاردرمانی، بالابردن استقلال عملکردی مراجعهکننده بگونه ای است که رفتار کاری در هر یک از زمینههای فوق رضایت بخش باشد. کاردرمان و مراجع هر دو بر رفتار کاری تمرکز دارند، هدف از درمان، اولاً یافتن عناصر ویژهای است که توانایی مراجع را در انجام یک فعالیت یا کامل کردن کاری از بین میبرد. ثانیاً طراحی برنامهای به منظور افزایش مهارتهای موجود یا ایجاد مهارتهای جدید در جهت استقلال در عملکرد است. یکی از ویژگیهای مهم کاردرمانی، آموزش تطبیق با محیط و تعامل متقابل فرد و محیط، به منظور بهبود تواناییهای فرد در انجام کار است. کاردرمانی کیفیت زندگی افرادی با نقصان توانائی عملکردی را ارتقا میدهد و به بیمار برای استقلال هرچه بیشتر در هریک از زمینههای رفتار کاری کمک میکند.
مرجان نجفپور گفتار درمان مرکز کاردرمانی رعدالغدیر است. او ۴ سال است که در این زمینه کار می کند و از این مدت دو سالش را در رعد الغدیر مشغول بوده است. نجفپور درباره میدان کار تخصصی خود برای ما اینگونه توضیح میدهد: «حیطه کار گفتاردرمانی به طور عمده مربوط به مشکلات زبانی و گفتاری است که طیف وسیعی از افراد را با مشکلات مختلف شامل میشود. مشکلاتی از قبیل صوت در کودکان و بزرگسالان، سکتهها یا ضربههای مغزی که باعث میشود فرد قدرت تکلم خود را از دست بدهد، بچههایی که مشکل شنوایی دارند اعم از کم شنوا و یا نا شنوا که در یادگیری گفتاری و زبانی به مشکل بر میخورند، کودکان فلج مغزی که در اثر زایمان دچار مشکل میشوند و یا در سنین پایین براثر ضربه یا تشنجهای مداوم دچار اختلال می شوند، کودکان طیف اوتیسم، کودکان کم توان ذهنی، کودکان دچار اختلال یادگیری، کودکان یا بزرگسالان دچار لکنت زبان، افرادی که دچار اختلال تلفظی هستند چه بزرگسال چه کودک، همه در گستره کار گفتاردمانی قرار میگیرند.» او اضافه میکند: «درواقع تمام موارد ذکر شده مسائلی از گفتار یا زبان درگیر است.
این درحالی است که زبان خود شامل دو بخش زبان درکی و بیانی است و گفتار هم آیتمهای مختلف صوت، بلندی صدا و کیفیت و رزولانس صدا و تلفظ را شامل میشود که گفتار درمان گر با توجه به شدت مشکل در هر یک از زمینههای نامبرده تمرینهای مخصوصی را با بیمار شروع میکند.» به گفته این کارشناس، گفتار درمانی میتواند حتی به افرادی که دچار مشکل بلع هستند چه نوزادان و چه بزرگسالانی که در اثر سکته و یا آسیبهایی همچون تصادف توانایی بلع خود را از دست دادهاند کمک کند.
نجفپور میزان زمان لازم برای درمان یک بیمار را به طور معمول اینطور تخمین میزند: «در زمینه اختلال گفتاری همه چیز بستگی به سن مراجع و نوع مشکل دارد. برای مثال کسی که تنها چند صدا را نمی تواند بگوید و یا در زمینه تلفظ مشکل دارد، قطعا در زمان کوتاهتری به نتیجه میرسد تا یک کودک سیپی. کودک سیپی که هم گفتار هم زبان و هم مهارت های دهانیاش درگیر است و عموما مشکل بلع و جویدن هم دارد و هم مشکل مهارت های حرکتی، معمولا خیلی روند درمان طولانی مدتی دارد.
حتی ممکن است یک کودک فلج مغزی تا آخر عمر نیاز به کاردرمانگر و گفتاردرمانگر داشته باشد. هرچند ممکن است به دلیل آسیب وارده به مغز این کودکان و غیر قابل بازگشت بودن آن آسیب بخشی از اختلال این کودکان برای همیشه همراه آنها باقی بماند. برای مثال مهارت حرکتی دست هیچگاه به آن مهارت کافی و کامل نرسد و یا مهارت تکلم ممکن است تا همیشه در روانی گفتار ضعف داشته باشند و ما جملههای آنها را به صورت تکه تکه بشنویم با وجود جمله بندی کامل و تلفظ های دقیق.»
این گفتاردرمانگر درباره زمان مناسب مراجعه برای گفتاردرمانی میگوید: «در زمانهای قدیمتر معمولا وقتی کودکی تا سنین قبل از مدرسه حرف نمی زد و یا خوب جملهبندی نمی کرد خانوادهها مساله را جدی نمی گرفتند و عنوان می کردند که مشکلی نیست و درست میشود و حتی شاید این مشکل را به ارث نسبت میداند و می گفتند پدرش هم دیر حرف افتاد یا چیزهایی از این قبیل و افراد را ترغیب میکردند که نمیخواهد او را جایی ببرید و منتظر باش که خوب شود. درصورتی که بزرگترین اشتباه و جبرانناپذیرترین اشتباهی که در ارتباط با این کودکان میتواند صورت بگیرد همین است. چرا که ما زمانی داریم با عنوان «گلدن تایم» یا «زمان طلایی» که زمانی است که ما میتواینم تغییرات بسیار زیادی را در بازه زمانی کوتاهتری روی کودکان داشته باشیم. هرچه از این زمان طلایی فاصله بگیریم به همین میزان سرعت پیشرفت آنها کند میشود. البته که این مساله به نوع اختلال خیلی بستگی دارد.
مثلا بچهای که زبانش درگیر است و در جملهسازی و یادگیری جملهها مشکل دارد در تایم طلایی خیلی سریع به سن طبیعی خود میرسد و میتواند باقی آموزش زندگی را در کنار همسالانش و در مراکز عادی سپری کند. درواقع درسن طلایی ما فقط هدایت میکنیم و باقی مسیر را معمولا خود کودکان راحتتر طی میکنند و از محیط کسب مهارت می کنند.» نجفپور در ادامه میگوید: «گرچه متاسفانه هنوز داریم خانوادههایی که تا سن پنج و شش سالگی کودکانشان اصلا به این فکر نمی کنند که چرا بچه من مثل باقی همسالانش نیست، چرا نمی تواند خوب حرف بزند و به او زمان میدهند و بعد در سن پیشدبستان تازه به این فکر میافتند که باید برای درمان کودکشان اقدامی کنند. بعد هم انتظار چیزی شبیه به معجزه دارند و اینکه فرزندشان در زمانی کوتاه مشکلش کاملا برطرف شود و به خوبی تکلم کند. این درحالی است که شاید از دست دادن آن زمان طلایی باعث شود که هیچگاه فرزندشان قادر به تکلمی طبیعی نشود.»
کارشناس گفتاردرمانی رعد الغدیر درباره آنچه او در پیشرفت درمان موثر میداند می گوید: «من به عنوان یک کارشناس بر اساس برخی فاکتورهای موثر می توانم آنچه در آینده درمان محتمل است را پیشبینی کنم. درواقع فاکتورهایی که استانداردهایی مشخص دارند و من درهر مورد آنها را با آن استاندارد مقایسه میکنم. این ارزیابی برساس شدت مشکلی که کودک با آن درگیر است و میزان همکاری خانواده اینکه جلسات را تا چه حد مرتب و منظم پیگیری می کنند و تا چه حد تمریناتی که در خانه به آنها داده میشود را انجام می دهند و تا چه حد از سمت خانواده در بهبود کودک همکاری می بینم و البته میزان توانمندی کودک، انجام میشود و به من یک پیشآگهی از نتیجه کار میدهد و می توانم پیشبینی کنم که در چه محدوده زمانی و با چه میزان تمرین و کار به چه نتیجهای خواهیم رسید و آن را به خانواده عنوان میکنم. اما گاهی برخی خانوادهها توقعی فرا واقعی دارند.
مثلا کودکی سیپی داشتیم با افت شدید شنوایی که تا سن ۱۲ سالگی در خانه بوده و شناختی از دنیای واقعی نداشت، خانواده انتظار داشتند در آن زمان بچه بتواند به خوبی تکلم کند و ارتباط در دنیای بیرون برقرار کند. خب این انتظار غیرواقعی است. چون خود سیپی بودن خیلی در کسب مهارت تاثیر دارد و البته بعد از سن طلایی این تاثیر بیشتر میشود و پیشرفت کودک کندتر. من درمانگر این را در ابتدا به خانواده عنوان می کنم که نباید منتظر معجزه باشند و با دیدن هر پیشرفتی هرچند ناچیز خوشحال باشند. سعی می کنم که سطح انتظارات آنها را حتی پیش از شروع آموزش معقول کنم تا بعد از ندیدن نتیجهای که انتظارش را دارند دچار افت روحیه نشوند و از ادامه آموزش و کار ناامید شوند و همچنین اعتماد به نفس کودک و بیمار را نیز تحت الشعاع قرار دهند.» آنچه از صحبت های این کارشناس برداشت میشود این است که ابتدایی ترین بخش کاردرمانی و گفتاردرمانی یک مشاوره کارشناسی به خانوادهها است که به آنها این آگاهی را بدهد که باید صبور باشند و آهسته و پیوسته به سمت پیشرفت حرکت کنند. نجفپور درباره سن طلایی توضیح میدهد: «از آنجا که ۹۰٪ از رشد مغز در سنین زیر دوسال اتفاق میافتد بهترین زمان آموزشهای گفتار و کاردرمانی این سن است. از آنجا که ۱۰٪ باقی مانده هم تا سن دوازده سالگی کامل میشود باز ما امید داریم. اما بعد از دوازده سالگی در مغز اتفاق چندان زیادی نمی افتد و پلاستیسیتی به ندرت اتفاق میافتد.
مثل اینکه شما یک خمیر بازی را شکل داده باشید و مدتهای مدید با همان شکل در معرض هوا قرار دهید. خمیر سفت شده و تغییر فرم دادن آن دیگر به راحتی اتفاق نمیافتد.» نجفپور توضیحاتش را درباره گلدنتایم اینطور ادامه میدهد: «وقتی بخشی از مغز در هر سنی و براثر هر اتفاقی آسیب میبیند یک درمانگر و توانبخش، با تحریکات مختلف و تمرینات مختلف سعی می کند بخشهای دیگر و فعال مغز را وادار به کار بیشتر کند تا مسئولیت بخش از کار افتاده را به عهده بگیرد. وقتی مغز رشد خود را کرده باشد و یا تغییر اتفاق افتاده در مغز تثبیت شود و فرم فعالیت مغز با آن تغییر جدید نیز ثابت شود من کار زیادی نمیتوانم انجام دهم.»
زهرا محرابی کاردرمانگر بزرگسال و مسئول فنی بخش کاردرمانی مجموعه رعد الغدیر است. او سال ۸۴ در این رشته فارغ التحصیل شده است و از سال ۸۷ در رعد الغدیر مشغول به خدمت است. وی درباره سن مراجعینش و چرایی مراجعاتشان میگوید: «بعضی اختلالات هست که از کودکی همراه افراد هست. مثل برخی اختلالات نوروپاتی یا دیستروفیها که از همان دوران کودکی خود را نشان می دهد یا سی پی یا تشنج هایی که کودکان دچار آنها میشوند. اما برخی اختلالات دیگر هستند که در سنین نوجوانی بروز میکنند. این اختلالات تا سنین ۱۶ سالگی تقریبا اصلا نشان خارجی ندارند و کم کم از این سنین به شکل ضعفهای عضلانی یا عدم تعادل در راهرفتن خود را نشان می دهد.
برخی بیماران هم هستند که بر اثر یک حادثه ضربه به سرشان وارد شده است و یا دچار ضایعه نخاعی شدهاند. یا در سوختگی دچار قطع عضو شده است. گاهی دراثر تصادف یا دیگر حوادث دچار شکستگی مفصل یا استخوان شدهاند که منجر به کوتاهی عضو می شود. یا بیمارانی مثل آرتروز یا روماتیسم مفصلی که در سنین بالاتر ایجاد اختلالات حرکتی میکنند، یا بیماران اماسی، اینها همه افرادی هستند که در گستره کاردرمانی بزرگسالان قرار میگیرند.» محرابی نیز یک اصل مهم را یادآور می شود و آن شروع سریعتر خدمات کاردرمانی بعد از هرآسیبی است که منجر به ضایعه و مشکل شده است. او می گوید: «خانوادهای در نظر بگیرید که در ضربه مغزی یا ضایعه نخاعی گلدن تایم بیمار شش ماه بعد از حادثه است که ریکاوری و بازگشت آسیب امکان بیشتری دارد. هرچه زمان بیشتر از دست برود روند درمان کندتر و نتیجه دریافتی هم کمتر میشود. مثلا در مساله ضربه مغزی ما یک نوروپلاستیسی داریم با این توضیح که بخشی از مغز که آسیب دیده که تمام شده و برگشت ندارد. اما مغز این توانایی دارد که سلولهای اطراف آن تا حدی بتواند فعالیت آن سلولهای مجاور از دست رفته را یاد بگیرند و خود را جایگزین کنند.
برای همین سکته مغزیها معمولا به مرور زمان در اثر توان بخشی بهتر میشوند.» محرابی مراجعین موسسه را در طیفی می داند که خیلی دیر مراجعه کردهاند و توضیح می دهد: «معمولا مراجعین در شرایطی هستند که از کودکی مشکل داشتند. بعد تا سنین کودکی و خردسالی پدر و مادر تونستهاند او را با خود به مراکزی که شناسایی کرده اند ببرند اما از سنی به بعد یا در اثر بالا بودن هزینه یا بزرگتر شدن فرزند نتوانستهاند او را جایی برده اند و معمولا یک زمان طولانی از هیچ نوع خدمات گفتار درمانی یا کاردرمانی استفاده نکردهاند و وقتی مراجعه میکنند دیگه دفرمیتیهای آنها فیکس شده اشت که حتی با جراحی هم قابل برگشت نیست. ما معمولا با همه تمریناتی انجام می دهیم. گاهی هم تاثیراتی را میبینیم. اما چندان محسوس نیست.»
محرابی درباره مشکلات پیشرونده در بزرگسالان و کاردمانی در آنها میگوید: «درباره ام اسهای پیشرونده و یا برخی دیستروفیهای عضلانی که به مرور عضلات را خیلی ضعیف میکند ما میتوانیم با تمرینات سیر پیشرفت بیماریشان را کند کنیم. البته که نمیشود متوقف کرد. مثلا اگر قرار است تا دو ماه دیگر عضلات قدرت نوشتن و گرفتن قلم را از دست بدهند ما میتوانیم آن را با تمریناتی که می دهیم به شش ماه برسانیم.» محرابی درباره حیطه فعالیتهایی که در کاردرمانی مورد توجه قرار میگیرد میگوید: «اصل و اساس کاردرمانی ای دی ال است. یعنی حیطه کارهای شخصی و استقلال فردی را شامل میشود. ما در ابتدا این محدوده را در نظر می گیرم و کار می کنیم. اگر پیشرفت مراجع درحدی بود که بتواند وارد محدوده بزرگتری از فعالیتها شود تمرینات را گسترش میدهیم.» همچنین محرابی میگوید که استفاده از تجهیزات کار درمانی در سنین بزرگسالی معمول است چون نمی توان در آن سن تنها با تمرینات منوآل و فیزیک شخصی کار را پیش برد. محرابی درباره طیف تمرینات بزرگسالان هم میگوید: «ما روی تقویت عضلات اندام فوقانی و تحتانی و پاها، تقویت عضلات دستها، حرکات تعادلی، اصلاح الگوی راه رفتن کار می کنیم. اینها بیشتر به صورت موردی مشخص میشوند چون فرد با فرد و متفاوت است. برخی هرچهار عضوشان فلج است. برخی یک سمت بدنشان فلج است برخی فقط پاها، بعضی تعادلشان مشکل دارد بعضی تغییر شکل مفاصل دارد. بسته به ارزیابی اولیه یک برنامه تمرینی برای هریک تعریف میکنیم و کار را بر اساس اولویتهایشان پیش میبریم.»
محرابی از تاثیر برقراری ارتباط روحی عاطفی کاردرمانگر با بیمارش می گوید: «آنچه در اینکار اجتناب ناپدیر است این حقیقت است که ما با یک فرد و خانواده آسیب دیده در ارتباط هستیم. باید نقاط و نکات ضعف روحی آن ها را بشناسیم و تا بدانیم چطور با آن ها کار کنیم تا بهتر نتیجه بگیریم. وقتی با آن ها درباره مشکلاتشان حرف می زنیم میفهمیم که روی چه بخش هایی باید بیشتر کار کنیم و هم اینکه بدانیم حین تمرینات چطور باید رفتار کنیم که آنها انگیزه خود را از دست ندهند یا حتی انگیزه بهتر و بیشتر پیدا کنند. در واقع ما با مجموعهای از دردها و سختیها در قالب یک موجود زنده در تماس هستیم که باید آنها را بشناسیم. برخی مراجعین هستند که مشکل ترس دارند. برخی دیگر مشکل برقراری ارتباط دارند. باید اینرا بدانیم و سعی به کمک روحی در کنار کمک جسمی به آن ها کنیم.»
منیره رستمزاده کاردرمانگر کودک مجموعه است. او بیش از ۴ سال است که کارشناس این رشته است و بیش از سه سال که در رعد مشغول است. او نیز درباره کاردرمانی با کودکان میگوید: «ما گاهی کودکی داریم که از دو ماهگی بیماریاش تشخیص داده میشود. در این زمان میتوانیم تمام مراحل رشدی کودک مانند چهار دست و پا رفتن، نشستن، راه رفتن را با او پیش برویم. خب گرچه کار کمی سخت است اما قطعا نتیجه بیشتری دارد.» بر اساس توضیحات رستم زاده در کاردرمانی با کودکان بیشتر از فیزیک خود کار درمانگر و کودک کمک گرفته می شود و کمتر از ابزار استفاده میشود. این کارشناس تاثیر کاردرمانی را خیلی وابسته به همکاری خانوادهها می داند و اینکه به شکل محسوس میتوان دریافت که کدام کودک در خانه تمرین داشته و کدام نه. او می گوید: «بچههایی که در خانه خانواده خود را درگیر آنها نمیکند و تمریناتی که ما به آنها میدهیم را مستمر انجام نمی دهند ممکن است بعد از دو سال تنها یک مرحله تکمیلی رشد را داشته باشد. در حالی که اگر خانواده همکاری کند ممکن است کودک کمتر از دو سال تمام مراحل را پشت سر بگذارد و به تواناییهای لازم دست یابد.» او درباره مدت زمان مورد نیاز برای رسیدن به نتیجه مطلوب در کودکان میگوید: «بستگی به نوع مشکل دارد.
بچههای اختلال رشدی، یا بچهها هیدروسفال یا میکروسفال معمولا در طول دوسال به نتیجه مطلوب میرسند. اما بچهها سیپی و بچههایی که اختلالات پیشرونده دارند معمولا روند کندتری دارند. آنها ممکن است در نهایت به شکلی کاملا عادی نرسند اما در حدی که بتوانند نیازهای خود را برطرف کنند خواهند رسید.» رستمزاده در باره نحوه کمک گرفتن از خود کودک می گوید: «انرژی که من باید برای برقراری ارتباط روحی با یک کودک بگذارم شاید از انرژی که باید صرف حرکت دادن دست و پایش صرف کنم بیشتر باشد. چون هرچه کودک خودش تلاشش بیشتر باشد نتیجه مطلوبتر است و من با این ارتباط روحی انگیزه لازم برای تلاش بیشتر را در کودک ایجاد میکنم. معمولا در قالب بازی سعی می کنم این ارتباط را برقرار کنم تا کودک با من همراهی کند.»
روند پذیرش مراجعین در بخش کاردرمانی رعد الغدیر که کاملا رایگان هم هست به این ترتیب است که درباره بزرگ سالان افرادی که برای آموزش به موسسه مراجعه می کنند می توانند از خدمات این بخش نیز استفاده کنند. محرابی مسئول مرکز کاردرمانی توضیح میدهد: «خدمات کاردرمانی برای بزرگسالانی که آموزش میبینند اجباری نیست و هرکدام که تمایل دارند از این بخش استفاده می کنند. آزادی زمانی بیشتری هم داریم. چون می توان در هر ساعت با چند نفر کار کرد. سقف زمان به طور قانونی دو سال است اما برخی از بچهها چند سال است که در موسسه هستند و تمایل دارند ما همچنان با آنها کار میکنیم. البته اگر زمان داشته باشیم. اگر خودشان نخواهند هم مشکلی نیست.» اما این روند در ارتباط با کودکان به دلیل شرایط کمی متفاوت است. محرابی توضیح می دهد: «درباره کودکان، تنها بچه هایی که مشکل جسمی حرکتی دارند پذیرش می شوند و پذیرش بچههای اختلال ذهنی را نداریم. همچنین چون خدمات کاملا رایگان است تعداد مراجع زیاد میشود و باید در نوبت بمانند. هر بچهای که ترخیص شد یک نفر جدید جایگزین میشود. سقف زمان ارائه خدمات هم دو سال است. چون اگر سقف نداشته باشیم تعدادی که در نوبت هستند ممکن است زمانشان از دست برود.» آنها سعی می کنند در زمانبندی کار مراجعین هم نظمی مشخص را رعایت کنند. مثلا کار درمانی و گفتار درمانیهای یک کودک را در ساعتهای پشت هم قرار دهند تا خانواده برای رفت و آمد کمتر اذیت شود. یا کودکانی که مدرسه می روند را در ساعات عصر پذیرش کنند. البته که این امر زمانبندی را سخت میکند اما این سه تن هرکاری را برای دریافت نتیجه بهتر انجام میدهند. هرچند سخت باشد. در طول روز ۸ نوبت کاردرمانی کودک از ساعت ۸ تا ۵ عصر دارند. هر کودک هم می تواند دو جلسه در هفته از خدمات بهره ببرد.
محرابی، نجف پور و رستمزاده از دلایل ماندن و ادامه کار در موسسه می گویند. آنها اذعان دارند که کاردرمانی از خدمات پر هزینه اجتماعی است که در موسسات و مراکز و کلینیکهای خصوصی هزینه بالایی را دریافت میکنند اما همین هزینه مانع از دریافت خدمات بسیاری از نیازمندانش میشود. خانوادهها عمدتا قدرت مالی لازم را ندارند به همین جهت از خیر کار درمانی میگذرند. رستمزاده میگوید: «شاید ۵۰٪ از کودکانی که مراجعه میکنند اگر خدمات رایگان نداشتند اصلا نمیآمدند.» همین امر باعث می شود که آنها تمایل بیشتری برای کار در این مجموعه داشته باشند. محرابی میگوید: «اینکه می دانم برای کاری که میکنم آن خانواده دچار دغدغه فکری تامین دست مزد من نیستند باعث میشود راحت کارم را انجام دهم.» همچنین نجفپور نیز ادامه میدهد: «ممکن است در یک مرکز خصوصی دستمزد بالایی بگیرم اما وقتی بدانم بابت آن دستمزد یک خانواده از نان شب خودش و باقی فرزندانش گذشته، آن پول اصلا برایم شیرین نیست.»
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

