گفت و گو با هادی عبادی یکی از بچه های مرکز تماس موسسه رعدالغدیر/ زندگی من به دو بخش قبل و بعد از آشنایی با موسسه رعد الغدیر تقسیم می شود

 

بسیاری از افراد با مشکلات و محدودیت های جسمی و حرکتی در دنیا ثابت کرده اند که جمله “معلولیت، محدودیت نیست” تنها یک شعار نیست. مثلا وقتی زندگی “نیک وی آچیچ” و خیلی دیگر از افرادی موفقی که با وجود معلولیت بزرگترین  افتخارات را بدست آورده اند مطالعه می کنیم، این نکته برایمان محرز می شود. البته   شاید هم بارها با خود گفته ایم، اگر آن ها در کشورهای پیشرفته زندگی نمی کردند، قطعا زندگیشان با این کیفیت نبود. اما این بار داستان زندگی افرادی را قرار است بخوانیم که در کنار  و نزدیکی ما توانستند این جمله را اثبات کنند و با وجود تمام مشکلات و عدم امکاناتی که برای افراد معلول در ایران وجود دارد، موفق شده اند و روند زندگی خود را تغییر داده اند. هادی عبادی متولد ۱۳۶۵ است  او از سن ۱۵ سالگی به دلیل  ابتلا به یک بیماری ژنتیکی به نام دوشن از خانواده ام اس، کم کم توان حرکتی اش را از دست داده و ویلچر نشین شده است. هادی یکی از افراد با انگیزه  ومنظمی است که هر روز راس ساعت ۹ صبح  کار خود را مرکز تماس رعدالغدیر آغاز می کند و وقتی با او صحبت می کنیم خودش زندگی اش را به دو بخش قبل از آشنایی با موسسه رعد الغدیر و بعد از آن تقسیم می کند و می گوید:  من قبل از اینکه  در مرکز تماس موسسه رعد مشغول به کار شوم، فردی بودم که نه ولیچر معمولی داشتم و نه ویلچر برقی؛ برادرم من را بغل می کرد و به همه جا می برد.  نه اهل بیرون و نه گردش بودم و خیلی در خودم فرو رفته بودم خودم را باور نداشتم . بعد از ۱۵ سال کار کردن  با شغل رزوشنی در آژانس،  با یکی از دوستانمان که از دوستان نزدیک رئیس هیات مدیره رعد الغدیر بود، آشنا شدم و کمی با هم درددل کردیم و به من پیشنها داد اگر جایی شغلی باشد، آیا برای کار می روم ؟ من هم اشتیاق خود را نشان دادم و به او گفتم از کودکی عاشق کار با کامپیوتر هستم و دوست دارم در این زمینه فعالیت کنم. از این طریق هماهنگی های لازم انجام شد و من به این موسسه آمدم و بعد از یک هفته کلاس های کامپیوتر را شرکت کردم و همیشه عقیده ام بر این است که به چیزی که میخواهم از نظر کاری می رسم و خداراشکر هم تا الان موفق بوده ام.

وقتی افراد مشابه خودم در موسسه را دیدم ، خودم را باور کردم

هادی در ادامه می گوید: قبل از اینکه با افراد موسسه رعد الغدیر آشنا شوم، نمی دانستم که چنین جایی برای افراد کم توان جسمی وجود دارد.  تا به حال به غیر از خودم کسی را مشابه شرایطم از نزدیک ندیده بودم و زمانی که به اینجا آمدم و دوستان دیگر را از نزدیک دیدم؛ خودم و توانم را باور و قبول کردم که من هم می توانم درجامعه بگردم، دیده بشوم و من چیزی از یک فرد  سالم کم ندارم. الان در بین خواهر و برادرانم، حسرت کار من را می خورند که کار داری دارم و صبح تا عصر سرکار و دستم در جیب خودم است و نیازی به کسی ندارم. خدارا شاکرم که  تا الان مشغول به کار بوده ام زیرا بزرگترین قابلیت مرد ها کار است و توانسته ایم بزرگترین پروژه های مرکز تماس الغدیر را با بچه های دیگر به بهترین نحو انجام دهیم.

این موسسه با همکاری مسئولان مسئولیت پذیر خود، در واقع این امکان را به افراد دارای معلولیت را داده است که خود را باور کنند و یک پروژه کاری مهم را به سرانجام برسانند و این مسئله مهم ترین دستاورد این موسسه نیکوکاری است.

من خدا را شکر می کنم وخودم را دوست دارم و تمام کارهای روزانه از جمله  غذا خوردن ، لباس شستن، سرویس بهداشتی، حمام  و تمام کارهای خدو را خودم انجام می دهم. زیرا خودم را باور کردم و تنها مشکلی که دارم نشستنم روی ویلچر است و صبح تا عصر کار می کنم و با دوستانم به منزل می روم و فردا پر انگیزه تر از قبل کارم را آغاز می کنم.

بهزیستی و دیگر نهاد ها باید  هم به خانواده ها و هم به خود بچه های دارای معلولیت آموزش صحیح دهند

هادی درباره مشکلات اجتماعی افراد معلول در خانواده ادامه می دهد: در جامعه این دید وجود دارد، افرادی که دارای معلولیت هستند کارایی ندارند و هیچ کاری از آن ها بر نمی آید و مشکل اصلی این است که خانواده ها پذیرای فرد معلول نیستند.  در کارها و رفتارهایشان تبعیض می گذارند و مشکل اصلی عدم وجود آموزش و مشاوره درست چه برای خانواده ها و چه برای افراد دارای معلولیت است.  ما در موسسه الغدیر از ساعت ۹ صبح شروع به کار می کنیم و تا ساعت ۶ عصر همانند افراد سالم کار می کنیم و فکر می کنم حتی افراد سالم هم انقدر نمی توانند بدون خستگی کار کنند.

او در پایان گفت: بخشی از عدم خودباوری افراد معلول به شرایط جامعه و عدم مناسب سازی و امکانات ویزه افراد دارای معلولیت است، زیرا افراد معلول گاهی به دلیل عدم مناسب سازی شهر ها حتی از در خانواده نمی توانند در بیایند، به همین دلیل همین موضوع باعث عدم خود باوری آن ها می شود که این موضوع با روانشناسی، مددکاری و آموزش صحیح به خوبی حل خواهد شد.

 

نظرات شما
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمامی دیدگاه ها
دیگر مطالب

بیست و هفتمین مرکز مشابه رعد الغدیر در دماوند افتتاح شد

موسسه رعد محسنین دماوند پایا (بیست و هفتمین مرکز مشابه رعد الغدیر) با حضور اعضای هیئت مدیره رعد الغدیر، جمعی از مدیران موسسات مردم نهاد کشور، مدیران دولتی شهرستان دماوند، اعضای هیئت امنا و بانوان نیکوکار مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد و همچنین جمعی از خیرین تهرانی و دماوندی در روز پنج شنبه ۲۴ خرداد ماه به طور رسمی افتتاح شد.

مطالعه خبر